X
تبلیغات
انواع حیوانات
تاريخ : پنجشنبه چهارم آبان 1391 | 21:41 | نویسنده : هلیا.ساغر.پونه

پاندا نوعی خرس است که در نواحی مرکزی و جنوب غربی چین زندگی می‌کند. پاندا به سادگی توسط لکه‌های سیاه روی گوش و دور چشم و دور بدنش قابل شناسایی است. این حیوان هرچند در راسته زیستی گوشتخوارسانان قرار دارد اما ۹۹٪ رژیم غذایی آن را گیاه بامبو تشکیل می‌دهد. پانداهایی که در اسارت نگهداری می‌شوند غذاهایی مانند عسل، تخم پرندگان، ماهی، مرکبات، موز، برگ گیاهان و سیب زمینیرا هم مصرف می‌کنند.

پاندا امروزه فقط در چند کوهستان مرکزی چین عمدتا در ایالت سیچوآن و در حد کمتری در شاآن‌شی و گانسو زندگی می‌کنند. پانداها زمانی در نواحی کم‌ارتفاع‌تر هم زندگی می‌کردند اما با پیشرفت زمین‌های زراعی و همزمان از بین رفتن جنگل‌ها و برخی از عوامل دیگر پانداها به مناطق مرتفع پناه آوردند.

نسل این جانور به شدت در معرض تهدید است. بر اساس گزارش‌ها ۲۳۹ پاندا در چین در باغ وحش و ۲۷ پاندا نیز در باغ وحش‌های بیرون از چین می‌زیند. همچنین تخمین زده می‌شود حدوداً ۱٬۵۹۰ پاندا در طبیعت زندگی می‌کنند اما یک مطالعه بر اساس تحلیل‌های ژنتیکی تخمین زده که بین ۲٬۰۰۰ تا ۳٬۰۰۰ پاندا می‌تواند در طبیعت وجود داشته باشد و گزارش‌هایی نیز نشان می‌دهند که پانداهای موجود در طبیعت در حال ازدیاد می‌باشند. اما اتحادیه بین‌المللی حفاظت از محیط زیست اعتقاد دارد این گزارشها برای بیرون آوردن نام پاندا از جانوران در معرض خطر انقراض کافی نیست.

در حالی که همچنان اژدها اثر ملی و تاریخی چین است در این اواخر پاندای بزرگ نیز به یک علامت و مشخصه برای چین تبدیل شده است. تصویر خرس پاندا روی بسیاری از سکه‌های نقره و طلا و پلاتین مربوط به چین مدرن حک شده و حتی تمبر با عکس و اسم خرس پاندا منتشر شده است. حالت خوردن گیاه بامبو توسط خرس پاندا به یک نماد صلح‌جویی در مقابل شکارچیان تبدیل شده است. گفته شده خرس پاندا یک حیوان اهلی و آموزش‌پذیر است و حمله آن به انسان اغلب به خاطر آزار و اذیتی بوده که از انسان به آن رسیده تا به علت خوی وحشی خود جانور.

طبقه‌بندی جانورشناختی پاندا تا مدتها مورد بحث بود چرا که این حیوان مشخصات خرس‌ها و راکون‌ها را همزمان در خود دارد. اما تحقیقات مولکولی جدید اثبات کرده که پاندا قطعا نوعی خرس است و نزدیکترین خویشاوند زنده آن خرس عینکی بومی آمریکای جنوبی است.


پاندا
پاندا در پارک ملی واشنگتن

تمبر پاندا منتشر شده در هنگ کنگ

شکل ظاهری [ویرایش]

پوست پاندا سیاه و سفید است. نوع بالغ این حیوان عرضش به یک متر و نیم و اندازه شانه‌اش ۷۵ سانتیمتر است. نرها ۱۰-۲۰٪ از نوع ماده درشت‌تر هستند. نرها می‌توانند به ۱۱۵ کیلوگرم هم برسند اما ماده‌ها کوچکترند. با این وجود می‌توانند به ۱۰۰ کیلوگرم نیز برسند.

از نظر رنگ‌بندی گوشها و دستها و دور چشم پاندا، سیاه و بقیه بدن سفید است. دانشمندان نمی‌دانند به درستی چرا بدن این خرس به این رنگ درآمده اما حدس می‌زنند که به علت ایجاد توانایی استتار در میان برف و سنگ این طور شده باشد. پاندا دندان‌های آسیاب بزرگ با فکی قوی دارد که برای خوردن گیاه بامبو مناسب است. بسیاری از مردم پاندا را حیوانی خپل و بانمک می‌پندارند اما این حیوان نیز می‌تواند به اندازه سایر هم‌نوعانش خطرناک باشد. پنجه پاندا پنج انگشت و یک شست دارد. انگشت شست حیوان برای راحتی در گرفتن و خوردن گیاه بامبو به مرور زمان تغییر شکل یافته است. پاندا دومین دم بلند در میان خانواده خرس‌ها را دارد. دم این حیوان ۱۰ تا ۱۵ سانتیمتر است. اولین دم بلند در میان خرسها متعلق به خرس تنبل است. پانداها ۲۰ تا ۳۰ سال عمر می‌کنند.

عادت‌ها [ویرایش]

در حیات وحش پانداها جزو جانورانی هستند که بر روی زمین زندگی می‌کنند و وقتشان را به گشت و گذار و در تپه‌ها و تغذیه از گیاه بامبو می‌گذراند. پانداها چه نر چه ماده به تنهایی زندگی می‌کنند و حتی حیوانات ماده حضور یک ماده دیگر در محدوده خود را تحمل نمی‌کنند. پانداها با صداهایی که از خود تولید می‌کنند با یکدیگر ارتباط برقرار می‌کنند و همچنین با پنجه کشیدن بر درخت و همچنین با بوی ادرار خود محدوده خود را نشانه گذاری می‌کنند. این حیوان می‌تواند از درخت بالا برود و در درختان توخالی و یا شکاف سنگ‌ها پناه بگیرد اما برای خود لانه دائمی نمی‌سازد. پانداها مانند سایر خرس‌ها به خواب زمستانی نمی‌روند بلکه در زمستان‌ها به ارتفاعات گرمتر نقل مکان می‌کنند. نکته دیگر درباره پاندا این است که این حیوان بیشتر روی حافظه فضایی تکیه می‌کند تا حافظه دیداری.

پانداها تنها در طول دوران کوتاه جفت گیری در کنار همدیگر جمع می‌شوند اما بعد از جفت گیری، نر ماده را تنها می‌گذارد و ماده، توله‌اش را به تنهایی بزرگ می‌کند.

تغذیه [ویرایش]

پاندا در حال خوردن بامبو

با اینکه پاندا در رده حیوانات گوشتخوار است اما خوراک غالب این حیوان گیاه و به‌ویژه گیاه بامبو است. با این وجود سیستم گوارشی پاندا ویژهٔ خوردن گوشت است و نمی‌تواند به خوبی سلولز گیاهی را هضم کند. در نتیجه انرژی و پروتئین کمی از خوردن بامبو بدست می‌آورد. پانداها به طور معمول روزانه ۹ تا ۱۴ کیلوگرم بامبو مصرف می‌کنند و به علت فقر ارزش غذایی بامبو برای خرسهای پاندا، آنها مجبورند شکمشان را کاملا پر کرده و تا آنجا که می‌توانند بخورند. پانداها بسیار دقت می‌کنند تا انرژی‌شان بیهوده تلف نشود و به این ترتیب از گذشتن از شیب‌های تند و یا عکس‌العمل‌های زیاد نسبت به سایر خرس‌ها پرهیز می‌کنند.

دو خرس پاندا از نظر ظاهر و اندازه صورت و اندازه بدن و حتی میزان خوردن بامبو با هم متفاوت هستند، «راسل سیچون» پژوهشگر پانداشناس مشاهده نموده است که: «(پاندا) بیشتر شبیه یک گوریل گیاه‌خوار است و اندازه پایین تنه به حجم کلی بدن نشان دهنده سوخت و ساز پایین بدن است. این سطح پایین سوخت ساز بدن و همچنین روش زندگی پاندا به وی اجازه می‌دهد که توسط منابع غذایی ضعیفی چون بامبو بتواند به زندگی ادامه دهد.» پاندا دارای یک آرواره‌ای قوی و دندان‌های آسیای بزرگ است که به وی اجازه می‌دهد به راحتی گیاهان را بخورد.

بر اثر تجارت پر سود الوار پانداها به سوی مناطق مرتفع‌تر رانده شده‌اند و همین خود باعث از بین رفتن مناطق جنگلی و از بین رفتن بامبوها که غذای اصلی پاندا را تشکیل می‌دهند شده است و به خاطر این اقدامات از سال ۱۹۷۳ تا ۱۹۸۴ یعنی در حدود تنها ۱۱ سال چیزی حدود ۵۰٪ از تعداد این حیوان کاسته شده است.

۲۵ نوع بامبو توسط این حیوان در طبیعت مصرف شده است و تنها تعداد کمی از انواع بامبو در ارتفاعات رشد می‌کنند یعنی همان جایی که پانداها اکنون زندگی می‌زیند. برگ‌های بامبو پروتئین زیادی دارند اما ساقهٔ آن از پروتئین کمی برخوردار است. به خاطر شکوفه‌دهی، مرگ و گرده‌افشانی همزمان انواع گیاهان بامبو، پانداها باید حداقل به ۲ نوع بامبو دسترسی داشته باشند تا گرسنه نمانند. اما تا زمانی که پانداها دندان‌های خرس مانند خود را حفظ کرده‌اند می‌توانند گوشت، ماهی و تخم پرندگان را در صورت در دسترس بودن بخورند. در باغ وحش‌ها نیز به خرسها بامبو می‌دهند اما مقداری بیسکویت تقویتی نیز برای حفظ سلامت بهتر به آنها می‌دهند.

تولید مثل [ویرایش]

بچه پاندا در ۱۸ روزگی

سابقاً در تکثیر نسل پانداها در اسارت مشکل وجود داشت و آن مشکل عدم تمایل پانداها به برقراری ارتباط جنسی با یکدیگر در اسارت بود و این مشکل دانشمندان را بر آن داشت که راهی برای حل این مشکل بیابند. آنها راه‌هایی چون نشان دادن فیلم نزدیکی پانداها با هم و حتی دادن داروی ویاگرا (تحریک کننده جنسی) را امتحان نمودند اما نتیجه دلخواه را نگرفتند. از روشهای ابتدایی دیگر لقاح مصنوعی بود. فقط اخیرا با استفاده از راه‌هایی توانستند هر دو سال یک نوزاد به دنیا بیاورند.

توانایی جنسی پانداها از ۴ تا ۸ سالگی شروع و ممکن است تا ۲۰ سالگی ادامه یابد. دوره جفت گیری در سه ماه بهار می‌باشد که ماده‌ها برای ۲ تا ۳ روز که آن هم فقط یک بار در سال است آماده جفت گیری می‌شوند. در طول مدت زمان جفت گیری ۲ تا ۵ نر برای بدست آوردن یک ماده با هم به رقابت می‌پردازند و نر غالب ماده را بدست می‌آورد. مدت زمان برقراری ارتباط جنسی بسیار کم است و از ۳۰ ثانیه تا ۵ دقیقه طول می‌کشد ولی ممکن است حیوان نر برای اطمینان از حسن انجام کار، عمل لقاح را چند بار تکرار کند. دورهٔ آبستنی ۹۵ تا ۱۶۰ روز طول می‌کشد. توله پاندا بین ۹۰ تا ۱۳۰ گرم وزن دارد که یک نهصدم وزن مادرش می‌باشد. پاندا بین ۱ تا ۲ توله به دنیا می‌آورد و اگر توله‌ها ۲ تا باشند پاندای مادر یکی از آنها را رها می‌کند و توله فورا می‌میرد. فعلاً دانشمندان نمی‌دانند پاندای ماده چگونه و بر چه مبنایی یکی از دو توله را انتخاب می‌کند. شاید توله ضعیفتر را رها کند اما چیزی ثابت نشده است. پدر هیچ کمکی به بزرگ شدن توله نمی‌کند.

بچه پاندا در ۷ ماهگی

هنگامی که توله بدنیا می‌آید صورتی، بی مو و نابینا است و ۶ تا ۱۴ دفعه در روز و هر دفعه تا ۳۰ دقیقه از مادرش شیر می‌خورد. مادر ممکن است ۳ تا ۴ ساعت توله خود را در پناهگاه رها کند و به‌دنبال غذا خوردن برود و در طول این چند ساعت توله کاملا بی‌دفاع است. یک تا دو هفته بعد از تولد، نقاطی از پوست که قرار است سرانجام خز سیاه درآورد تغییر رنگ داده و سیاه می‌شود. مقدار کمی رنگ صورتی ممکن است روی خز توله به وجود آید که حاصل واکنش شیمیایی بین آب دهان مادر و خز توله است. یک ماه پس از تولد رنگ توله کامل می‌شود اما هنوز نمی‌تواند راه برود بلکه تنها در ۷۵ تا ۹۰ روزگی شروع به خزیدن می‌کند. مادر با غلتاندن و کشتی گرفتن با توله‌اش بازی می‌کند. توله تا ۶ ماه فقط شیر می‌خورد و تازه بعد از شش ماهگی می‌تواند تنها مقدار کمی بامبو بخورد. به هر حال شیر مادر تا ۱ سالگی مهمترین منبع غذایی توله حساب می‌شود. توله در پایان یک سالگی به ۴۵ کیلوگرم می‌رسد و تا یک سال و نیم تا دو سالگی با مادر زندگی می‌کنند. مدت زمان بین دو زایمان برای خرس پاندای ماده ۲ سال می‌باشد و بعد از ۲ سال از زایش نوزاد، دوباره آماده جفت گیری و تولد نوزاد بعدی می‌شود.

نام [ویرایش]

هیچ منبع قطعی در مورد مبدا نام پاندا در انگلیسی وجود ندارد و نزدیکترین احتمال این است که از واژه تبتی «پونیا» که احتمالا به خاطر انگشت شست تغییر یافته خرس پاندا است، گرفته شده باشد. در غرب نام پاندا در اصل تنها برای پاندای قرمز که حیوانی دیگر و بسیار کوچکتر از خرس پاندا است، بکار می‌رفت. تا زمان شناخته شدن رابطه خویشاوندی بین خرس پاندا و پاندای قرمز، خرس پاندا با نام‌های خرس خالدار یا خرس ابلق شناخته می‌شد. پیش از آن مجموعه‌ای از نوشته‌های چینی، ۲۰ نام مختلف را برای این حیوان استفاده کرده بودند که یکی از آنها که حتی امروزه هم به‌کار می‌رود، «خرس گربه‌ای بزرگ» و یا تنها «خرس بزرگ» که ممکن است این اسم به خاطر شباهت مردمک چشم خرس پاندا به چشم گربه باشد، چراکه هر دو عمودی هستند، می‌باشد. در برخی از جاها در استان‌های چین از نام‌های کهن مانند «خرس خالدار» یا «خرس بامبو» استفاده می‌شود. در تایوان نام تازه‌اش، «خرس گربه‌ای» است که در اینجا گربه،صفت است و خرس اسم و چون از لحاظ دستوری درست است، تلاشی برای دگرگون کردن آن نمی‌شود.

افسانه پانداها [ویرایش]

یک افسانه قدیمی چینی می‌گوید که پانداها ابتدا سفید رنگ بوده‌اند دختر یکی از امپراطوران چین به پانداها علاقه زیادی داشت بعد از مرگ این دختر پانداها بسیار ناراحت مشوند و بخشی از بدن خود را به خاطر این دختر سیاه می‌کنند و این رنگ همیشه باقی میماند.

در باغ وحش [ویرایش]

پانداها از زمان دودمان هان در باغ وحش نگه‌داری می‌شدند، سیما شیانگرو نویسنده چینی آن دوران اشاره کرده است که پاندا باارزش‌ترین حیوانی بوده که در باغ امپراتور در شی‌آن نگه‌داری می‌شده است.

در مقاله‌ای در نشریه نیویورک تایمز در سال ۲۰۰۶ عنوان شد که هزینه نگه‌داری پاندا از دیدگاه اقتصادی ۵ برابر از گران‌ترین حیوان بعد از آن یعنی فیل بیش‌تر است.

نگارخانه [ویرایش]



تاريخ : پنجشنبه چهارم آبان 1391 | 21:37 | نویسنده : هلیا.ساغر.پونه

ببر (نام علمیPanthera Tigris) جانوری از تیرهٔ گربه‌سانان است که طول قامت آن به ۳٫۳ متر و وزن آن به بیش از ۳۰۰ کیلوگرم می‌رسد و بزرگ‌ترین گونه از این تیره به شمار می‌رود.
این جانور دارای بدنی عضلانی و پاهایی بسیار نیرومند است. بدن ببر دارای موهای بلند و برّاق به رنگ نارنجی، همراه با خط‌های سیاه عمودی می‌باشد. جثّهٔ ببرهای نر بزرگ‌تر از ببرهای ماده است و همچنین موهای روی گونهٔ ببر نر بلندتر از ببر ماده می‌باشد. ببرها جانورانی شبکارچی و مستقل هستند. آن‌ها جانوران ماهری هستند و حتّی می‌توانند به بالای درخت‌ها بروند. این جانوران بر روی زمین هم بسیار ماهر و سریع هستند و می‌توانند با یک حرکت سریع طعمهٔ خود را شکار کند. جانورانی که ببرها از آن‌ها تغذیه می‌کنند عبارت‌اند از: گراز وحشی، آهو، بوفالو و گاو اهلی و برخی پستانداران دیگر. آن‌ها شناگران خوبی نیز هستند. گاهی این جانوران شب‌ها تا ۲۰ کیلومتر راه می‌روند و در یک خیز می‌توانند ۱۰ متر بپرند، ولی با جثهٔ بزرگشان در نود در صد شکارهایشان ناموفق هستند.

ببر بنگال پرشمارترین زیرگونه و ببر سیبری بزرگترین زیرگونهٔ ببر است. از ۹ زیرگونهٔ این جانور ۳ زیرگونه از جمله ببر مازندران منقرض شده‌اند و ۶ زیرگونهٔ دیگر نیز در خطر انقراض قرار دارند. قلمرو تاریخی این حیوانات از میان رودان و قفقاز تا بیشتر نواحی شرقی و جنوبیآسیا امتداد می‌یافت اما این قلمرو امروزه به‌شدت کاهش یافته‌است.

نرها و ماده‌ها تنها در هنگام جفتگیری به مدّت چند روز در کنار یکدیگر می‌مانند. ببرهای ماده پس از ۱۰۳ تا ۱۰۵ روز بارداری دو یا سه توله به دنیا می‌آورند. توله‌ها تا چند سال همراه با مادر خود زندگی می‌کنند.

به طور کلی وزن ببرهای نر از ۲۰۰ تا ۳۲۰ کیلوگرم است و مادهٔ آن‌ها از ۱۲۰ تا ۱۸۰ کیلوگرم می‌باشد. میانگین قد در نرها ۲٫۶ تا ۳٫۳ متر و در ماده‌ها ۲٫۳ تا ۲٫۷۵ متر می‌باشد.

ببرها اگر پیر باشند و یافتن غذا برای آن‌ها سخت باشد یا اگر در جای که توله‌های خود را بزرگ می‌کنند غذا کمیاب باشد به انسان‌ها حمله می‌کنند. ببرها ترجیح می‌دهند از پشت حمله کنند لذا بعضی از روستاییان هندی که در نزدیکی منطقه حفاظت شدهٔ ببرها زندگی می‌کنند ماسک‌های صورت را از پشت سرشان می‌بندند.

ببر
ببر سوماترایی (P. tigris sumatrae)

زیرگونه‌های ببر [ویرایش]



تاريخ : پنجشنبه چهارم آبان 1391 | 21:35 | نویسنده : هلیا.ساغر.پونه

شیر (نام علمیPanthera leoپستانداری گوشتخوار از سردهٔ پلنگیان خانوادهٔ گربه‌ساناناست. با بدنی بزرگ که وزنش در میان نرها گاه به ۲۵۰ کیلوگرم می‌رسد؛ این جانور نیرومند دومین عضو بزرگ‌جثهٔ سردهٔ خود پس از ببر است. شیر به خاطر بدن بزرگ و هیبت و چالاکیش در هنگام شکار لقب «سلطان جنگل» را به خود گرفته؛ اگرچه بیشتر در مناطقساوانایی آفریقا زندگی می‌کند و تنها تعداد کمی از آن در جنگل گیر در هندوستان یافت می‌شوند. آن‌ها طعمه‌های گوناگونی را به‌عنوان خوراک اختیار می‌کنند که شامل بیشترجفت‌سمان بومی آفریقا و به‌ندرت جانداران بزرگی چون فیل و زرافه می‌شوند.

با آنکه در گذشته شیرها در آفریقا، خاورمیانه، و جنوب آسیا (از جمله ایران) به فراوانی یافت می‌شدند، امروزه تعداد محدودی از آن‌ها در آفریقا و آسیا باقی مانده‌اند که جمعیتشان به سوی کمتر شدن پیش می‌رود. در حال حاضر اتحادیه بین‌المللی حفاظت از محیط زیستوضعیت بقای گونهٔ شیر را در حالت آسیب‌پذیر طبقه‌بندی کرده‌است.[۱]

شیرها ساختار اجتماعی مشخصی دارند که بر پایهٔ تشکیل گروهی به سرپرستی یک تا سه نر و تعدادی ماده به همراه توله‌هایشان است. آن‌ها به صورت گروهی به شکار می‌روند و شکارکردن بیشتر بر دوش شیرهای ماده است. با آنکه شیرهای نر شکار نمی‌کنند اما وظیفهٔ محافظت از گروه و قلمرو آن را بر دوش دارند؛ ناحیه‌ای که می‌تواند تا ۲۶۰ کیلومتر مربع را پوشش دهد.

به این جانور با ابهت از دیرباز تا کنون در فرهنگ و ادبیات ملل گوناگون جهان توجه شده است. نگاره‌های غار در لاسکو فرانسه نخستین نقاشی‌های یافت شده از شیر در جهانند که مربوط به ۱۷٬۰۰۰ سال پیش هستند. به عنوان نمادی از پادشاهی و قدرت در طبیعت، تصویر شیر از دیرباز در فرهنگ ایرانی نمایندهٔ شاهنشاهی بوده و اشاره به آن در طول تاریخ از سنگ‌نگاره‌های تخت جمشید تا پرچم ایران و خاندان شاهنشاهی پهلوی دیده می‌شود.

شیر آسیایی یکی از دو زیرگونهٔ در حال حیات شیر است که امروزه به طور طبیعی تنها در جنگل گیر در گجرات، هندوستان زندگی می‌کند.
بچه‌شیرها بسیار بازیگوش هستند و اغلب با دیگر توله‌ها یا ماده‌های بالغ بازی می‌کنند.

شیر
نر
ماده (ماده شیر)

بیماری‌ها [ویرایش]

گونه‌های مختلفی از کنه گوش‌ها، گردن، و کشاله ران بیشتر شیرها را آلوده می‌کنند.[۶۵] از آنجا که شیرها از گوشت جانورانی چون آهو تغذیه می‌کنند، چندین گونه کرم کدو در روده‌های این جانوران شناسایی شده است. شیرهای انگورونگورو در سال ۱۹۶۲ مورد حمله تعداد زیادی پشه اصطبل قرار گرفتند؛ این رویداد باعث شد که بدن شیرها را لکه‌های خونی فرا بگیرد و لاغر و نحیف شوند. شیرها تلاش بی‌نتیجه‌ای برای گریز از نیش این پشه‌ها می‌کردند و یا به بالای درختان می‌رفتند یا به سوراخ‌های زیرزمینی کفتارها می‌خزیدند. در نتیجه این اتفاق، بسیاری از آن‌ها کشته شدند یا از منطقه مهاجرت کردند به گونه‌ای که جمعیت شیرهای ساکن از ۷۰ عدد به ۱۵ رسید.[۶۶] شیوعی جدید از این پشه‌ها در سال ۲۰۰۱، تعداد ۶ عدد شیر قربانی گرفت.[۶۷] شیرها، به ویژه در اسارت، می‌توانند به بیماری‌هایی چون ویروس هاری سگ‌سانان (CDV)[پانویس ۴]، ویروس نقص ایمنی گربه‌سانان (FIV)[پانویس ۵]، و پریتونیتیس واگیردار گربه‌سانان (FIP)[پانویس ۶] مبتلا شوند.[۶۸] CDV در میان سگ‌های اهلی و دیگر گوشت‌خوارسانان شایع است؛ در سال ۱۹۹۴، همه‌گیری این بیماری در پارک ملی سرنگتی باعث آن شد که بسیاری از شیرها علایمی عصبی همانند حمله‌های ناگهانی پیدا کنند. در هنگام این همه‌گیری، تعداد زیادی از شیرها به دلیل سینه‌پهلو و آنسفالیت تلف شدند.[۶۹] FIV همانند اچ‌آی‌وی است ولی کمتر دیده شده‌است که شیرها را به صورت مستقیم آلوده کند. با این حال مسوولان باغ‌وحش‌ها آزمایش‌های هر از چند گاه یکباری برای تشخیص زودهنگام شیرها در صورت ابتلا به آن انجام می‌دهند. شیرهای آسیایی و نامیبیایی کمتر به این ویروس آلوده می‌شوند.[۶۸]

بروز بیماری مشمشه در میان شیرها، به ویژه شیرهای نگهداری‌شده در باغ وحش‌ها، سابقه داشته‌است.[۷۰] در سال ۱۳۸۹ خورشیدی و در پی بروز مواردی از این بیماری در باغ وحش تهران، مسوولان این باغ‌وحش برای جلوگیری از همه‌گیری آن اقدام به کشتن ۱۴ شیر ساکن در آن با شلیک گلوله کردند.[۷۱]



تاريخ : پنجشنبه چهارم آبان 1391 | 21:26 | نویسنده : هلیا.ساغر.پونه

واژه اسب (Aspa)(آفریده نیک) که در اوستا آمده‌است، خود یک واژه، از دوره پیش از تاریخ و به احتمال زیاد مادی(پارتی، اوستایی)است، و در پارسی باستان (asa)بوده و در سانسکریت(acva) آمده‌است. و بسیاری از نامهای اساطیری در متون کهن از این واژه گرفته شده‌است، به مانند: «اسپریس» به معنی میدان اسب دوانی و «اسپست» به منای یونجه که با تلفظی متفاوت به برخی زبانهای دیگر منتقل شده‌است.[۱]

نام اسب همواره با واژه‌هایی مانند چابکی همراه بوده‌است. پیشینیان برای اسب‌های خود احترام بسیاری قائل بودند به گونه‌ای که صاحب اسب، نیاکان اسب نژادین خود را تا ۱۲ نسل پشت می‌دانست و به هنگام مرگ اسبش به شدت غمگین می‌شد.[نیازمند منبع] همچنین اسب را جانوری نجیب نیز می‌شناسند. ولی در هنگام خشم اسب نزدیکی به او بسیار خطرناک است.

اسب

پیشینه [ویرایش]


تاریخ تکامل اسب‌ها هنوز به طور دقیق مشخص نمی‌باشد. برای مثال، زمان جدا شدن گونه‌های الاغ (اکووس آسینوس)، اسب‌های وحشی (اکووس فروس) و گورخرها و اسب‌های اهلی (اکووس کابالوس) معلوم نیست. همچنین مشخص نیست گونهٔ اسب‌های اهلی حاصلانتخاب طبیعی هستند یا انتخاب مصنوعی توسط انسان. قدیمی‌ترین سنگواره‌های مربوط به این گونه به هفت هزار سال پیش از میلاد باز می‌گردند. ابتدا اسب به منظور تهیهٔ غذا شکار می‌شده‌است، ولی با گذر زمان انسان آن را به فرمان خود در آورد و برای تهیهٔ شیر و گوشت، و نیز حمل و نقل، آن را پرورش داد. قدیمی‌ترین آثار رام کردن اسب‌ها در اروپای شرقی، شمالقفقاز و آسیای مرکزی یافت شده‌اند. پرورش و تربیت اسب‌ها به مرور زمان اهمیت ویژه‌ای یافت و انسان به درساژ و اصلاح نژاد پرداخت
.

اسب اصیل ایرانی [ویرایش]

گذشتهٔ این نژاد هنوز به درستی شناخته نشده‌است، ولی بی تردید این نژاد بسیار قدیمی است و از خاور میانه و نواحی دشتی و کوهستانی یا نیمه کوهستانی این منطقه ریشه گرفته‌است. طی تلاش ایرانیان از قبل از هخامنشیان در پرورش و اصلاح این نژاد، اسب‌های اصیلی به وجود آمدند که به خاطر چابکی و مقاومتشان مایه حیرت شدند اما بیشترین فعالیت‌های اصلاح این نژاد در زماناشکانیان که ساکن شمال شرق ایران بودند انجام شد و اشکانیان که سوارکارانی ماهر بودند پس از در دست گرفتن حکومت در ایران در۲۵۰ ق. م اسب پارسی را به اسب ترکمن ترجیح داده و به مرور زمان رو یه اصلاح و پرورش این نژاد و مقاوم کردن آن آوردند. نژاد اسب‌های اصیل انگلیسی از آمیزش اسب‌های پارس و اسب‌های محلی (انگلیسی) ریشه می‌گیرد. خون این نژاد امروزه تقریباً در رگ‌های همهٔ نژادهای سبک وزن جاری ا ست. [۷]

قد این اسب‌ها بین ۱٫۴۵ تا ۱٫۵۵ متر است. آن‌ها می‌توانند هر رنگی داشته باشند ولی ابلق نیستند. رنگ (اسب)|رنگ مشکی نیز در آنان بسیار نادر است. موهای اسب پارس ابریشم مانند است. یکی از خصوصیات آن دمش است که بالا نگه داشته شده‌است (حتی به هنگام حرکت). از خوصوصیات دیگر آن سر کوچک و برجسته، گردن بلند و کمانی، کمر کوتاه، کپل بالا و افقی و پاهای محکم آن است. پوست اسب پارس نازک است، به طوری که رک‌های آن به خصوص در سر، مشخص هستند. پیشانی آن صاف است سوراخ‌های بینی آن باز می‌باشد. به علاوه، اسب پارس بر خلاف دیگر نژادها ۱۷ دنده و ۵ مهرهٔ کمری دارند (به جاب ۱۸ دنده و ۶ مهرهٔ کمری).

خصوصيات اندام شناسي اسب عرب ايران [ویرایش]

معمولاً وضعيت اندام شناسي ،يك اسب در سه بخش سر ، بدن و يال و دم و اندام حركتي مورد بررسي قرار مي گيرد . قد اسب عرب را از سطح زمين تا مرتفع ترين ناحيه جدوگاه 142 تا 149 سانتي متر و گاهي حدود 145 سانتي متر مطرح كرده اند.

الف ) مشخصات سر :

  • پيشاني : معمولاً عريض ، مسطح و يا كمي برجسته است .
  • روي بيني : در اسبهايي كه قسمت وسط بيني در مقطع طولي و نماي عرضي ، عرض كمي داشته باشد آن را جمع مي نامند كه برخي نويسندگان اين ويژگي را در اسب عرب مطرح مي كنند ولي يكي از ويژگيهاي اسب عرب در اين ناحيه مقداري فرورفتگي در سطح طولي است و گاهي اوقات هم صاف ديده مي شود ، روي بيني اسب خوزستان عمدتاً صاف است .
  • انتهاي بيني و منحزين : در اسب عرب انتهاي بيني به طور واضح برجسته مي باشد و و منحزين كاملاً گشاد و ناصاف مي باشد .
  • گوش : معمولاً گوشهاي اسب عرب كوچك هستند . گوش اسب عرب از تركمن كوچكتر است .
  • چشم : يكي از ويژگيهاي بارز اسب عرب چشمهاي زيباي آن هستند كه جذابيت و زيبائي خاصي به چهره آن مي بخشند ولي به طور كلي چشمهاي اسب عرب درشت ، گرد و معمولاً حدقه برجسته دارند كه برجستگي حدقه در چشمان اسب عرب از ويژگيهاي شاخص آن است .
  • گونه : گونه در اسب عرب مشخص است . معمولاً داراي سطحي گرد است .
  • لبها : باريك و متناسب است و زيبائي خاص به چهره مي دهد .

به طور كلي اگر بخواهيم از اختصاصات عمومي و ويژگيهاي اختصاصي ناحيه سر در اسب عرب صحبت كنيم مي توانيم بگوئيم كه اسب عرب سري متناسب با بدن خود دارد كه سر در ناحيه گونه ها عمق زيادي دارد و معمولاً در ناحيه پيشاني در حد فاصل چشمها برجستگي سپر مانندي به نام جبه دارد و در ناحيه لبها و پوزه كمي جمع تر مي شود و كلاً سر فرمي مثلثي شكل پيدا مي كند و در ناحيه دو فك تحتاني فضاي وسيعي وجود دارد كه در اسب خوب اين فاصله منحصر به فرد است . ب ) مشخصات بدن و يال و دم :

  • جدوگاه : معمولاً چون اسب عرب داراي اتصال قوي گردني – سينه اي مي باشد در نتيجه ارتفاع جدوگاه با گردن يكي شده و معمولاً جدوگاه مشخص در اسب عرب به چشم نمي خورد و بصورت پيوسته با گردن بلندي مي يابد.
  • كمر : معمولاً زين گاه اسب عرب اندكي پائين تر از سطح كپل و جدوگاه مي باشد كه مقدار اين پائين افتادگي كمر بسيار متناسب با بدن و خوش فرم است .
  • كپل : كپل اسب عرب يكي از ويژگيهاي اندام شناسي آن است معمولاً اسب عرب داراي كپل گرد و كاملاً برجسته و بسيار خوش فرم است .
  • سينه : اين ناحيه در اسب عرب هم در عرض و هم در طول عمق متناسبي دارد و به خاطر عرض زياد و متناسب آن ناحيه با ناحيه شكم پيوسته به نظر ميرسد . در هر صورت اين عمق متناسب سينه به همراه منخرين گشاد و فاصله زياد دو فك تحتاني ، شرايط تنفسي خوبي را براي اين نژاد فراهم مي سازد . در هر صورت سينه عريض و عضلاني از اختصاصات اين نژاد مي باشد .
  • شكم : در اسب عرب شكم به صورت مدور و استوانه اي در امتداد سينه قرار دارد .
  • يال و دم : يال و دم بلند و پرپشت در اسب عرب يكي از ويژگيهاي بارز و شاخص اين نژاد مي باشد كه زيبائي و جلوه زيادي به آن مي بخشد . يكي از ويژگيهاي اسب عرب بالا گرفتن دم در هنگام حركت است .

ج ) اندامهاي حركتي : از شاخص ترين ويژگيهاي اندام حركتي سم هاي سخت ، بزرگ و معمولاً مقطع گرد آنها است . همچنين دستها و پاها كاملاًعضلاني و قلم در اندامهاي حركتي جلو و عقب قطر متناسب و قوي دارند و هم چنين يكي از ويژگيهاي اسب عرب وجود موهايي در پشت ناحيه بخلق است كه به نام Feather ناميده مي شوند . همچنين در مفصل خرگوشي ( Hock ) در اسب عرب خميدگي نسبت به بقيه نژادها اندكي بيشتر است ) . توضيح : يكي از ويژگيهاي اسب عرب در مورد گردن آن است كه معمولاً اسب عرب قوسي در ناحيه گردن دار دكه معمولاً به سر فرمي قوسي شكل يا قويي شكل مي دهد كه اصطلاحاً به آن Mitbah مي گويند .اسب.

تفاوت اساسي ساختار و تركيب بدن اسب عرب با ساير اسبها [ویرایش]

اسبهاي دنيا داراي 18 دنده – 6 مهره كمري و 18 مهره دمي مي باشند . اما اسب عرب داراي 17 دنده – 5 مهره كمري و 16 مهره دمي مي باشند . اين اختلاف، به تحرك زياد و ناحيه دم حيوان كمك مي كند . ناحيه پشت حيوان كوتاه و تا حدودي مقعر مي باشد . دست و پاي قوي و بدن جمع و جور جزء صفات خوب اسب عرب است . اسب[۸]

اسب اصولا حیوانی است که در آب و هوای سرد و خشک تکامل یافته و در مناطق بیابانی همچون کویرهای عربستان رشد نیافته‌است.

اصیل انگلیسی (تروبرد)
بارب


اصیل اسپانیایی (اَندلسی)

آپالوسا
آپالوسا



تاريخ : پنجشنبه چهارم آبان 1391 | 15:35 | نویسنده : هلیا.ساغر.پونه
همستر
Hamster
محدوده زمانی: اواسط دوره سوم - اکنون
نوعی همستر (Phodopus roborovskii)

همستر (به انگلیسیHamsters) یک زیرخانواده از جوندگان است که خود ۱۹ زیرگونه دارد. رفتار این حیوانات وابسته به محیط اطرافشان، ژنتیکشان، و ارتباط آنها با انسان‌ها است. از آنجا که زاد و ولد آنها زیاد است، در کشورهای پیشرفته از آنها به عنوان حیوانات آزمایشگاهی استفاده می‌شود. همسترها مانند سگ و گربه توسط انسان‌ها نگهداری می‌شوند. این حیوانات شب زی بوده و روزها می‌خوابند و با این که بینایی آن‌ها ضعیف است اما حواس بویایی و به خصوص شنیداری آن‌ها فوق‌العاده قدرتمند است. اغلب گونه های همستر دارای جیب دهانی هستند که مانند کیسه‌ای در دهان، محل اندوختن غذا و نگهداری از بچه‌های آنان در مواقع خطر است و اصلاً واژه همستر از کلمه یونانی Hamstern به معنای اندوختن گرفته شده است و علت این تسمیه رفتار همستر برای اندوختن مواد غذایی در محفظه های داخل دهانی است. این عادت همستر حتی در فصولی که غذا به وفور وجود دارد دیده شده است. نام این حیوان در زبان انگلیسی Hamster و در زبان‌های آلمانی و فرانسوی نیز به همین نام خوانده می‌شود و در زبان ایتالیایی به آن Criceto می‌گویند. نام عربی آن «قداد» یا «هامستر» و نام فارسی آن «همستر» است. همستر دندان های پیش بزرگی دارد که مدام در حال رشد بوده و با عمل جویدن به طور طبیعی جلوی رشد بی رویه آن‌ها گرفته می‌شود. همستر جثه کوچکی دارد و کوچکی این حیوان باعث شده است امکان نگهداری آن در خانه و سرگرم شدن بچه‌ها با آن فراهم شود. طول عمر متوسط همستر معمولاً حدود ۲ تا ۵/۲ سال است اگرچه مواردی هم از عمر ۳ تا ۴ ساله و حتی بیشتر هم دیده شده است.

تاریخچه پرورش همستر [ویرایش]

این حیوان برای اولین بار توسط دانشمند آلمانی «جان فیشر وان والدهایم » در سال ۱۸۱۷ میلادی شناسایی و رده بندی شد. در سال ۱۸۳۹ میلادی جانور شناس انگلیسی «جورج واتر هاوس » همستر سوری را دوباره گزارش نموده و آن را «Cricetus auratus» نام گذاری کرد. در سال ۱۹۳۰ میلادی جانورشناس انگلیسی «آهارونی » که استاد دانشگاه قدس بود پیشنهاد کرد که از این جانور به عنوان حیوان آزمایشگاهی استفاده شود. این حیوان برای اولین بار در سال ۱۹۳۱ میلادی وارد انگلستان و در سال ۱۹۳۳ میلادی وارد ایالات متحده آمریکا شد.

تعیین جنسیت همستر [ویرایش]

برای تعیین جنسیت همستر نشانه¬های زیادی وجود دارد. مهم‌ترین نشانه ها علایم مرتبط با آناتومی بدن می باشد. در همسترهای نر با لمس ناحیه ی پرینه می توان بیضه ها را لمس کرد ولی در همستر ماده چیزی لمس نمی شود. ضمناً فاصله بین مقعد و قسمت خارجی دستگاه تناسلی در همستر نر بیشتر از همستر ماده است و در اطراف سوراخ تناسلی نرها برجستگی تناسلی نیز وجود دارد. در نرها فقط مقعد و نوک آلت تناسلی دیده می‌شود در حالی که در ماده مجرای خارجی ادرار، دهانه واژن و مقعد دیده می‌شوند.

نژادهای همستر [ویرایش]

زیر خانواده همستر«سیری سیتینه» در برگیرنده هفت جنس است که این هفت جنس در برگیرنده ۱۹ گونه همستر می‌باشند و این گونه‌ها عبارتند از: ۱. همستر سوری ۲. همستر کامپل کوتوله روسی ۳. همستر کوتوله چینی ۴. همستر روبروفسکی ۵. همستر چینی ۶. همستر تبتی ۷. همستر کوتوله تبتی ۸. همستر دم دراز ۹. همستر کوتوله روسی سفید زمستانی ۱۰. همستر اروپایی ۱۱. همستر ارمنی ۱۲. همستر مغولی ۱۳. همستر سوکولوف ۱۴. همستر ترکی ۱۵. همستر قزاق ۱۶. همستر گانسو ۱۷. همستر رومانی ۱۸. همستر قفقازی ۱۹. همستر کره ای




تاريخ : پنجشنبه چهارم آبان 1391 | 15:33 | نویسنده : هلیا.ساغر.پونه

مار، نوعی حیوان خزنده است که با حرکاتی خودش را با خزیدن به جلو می‌کشد.

مارها از رده سوسماریان (Sauropsid)، زیرردهٔ دوکاوان (Diapsida)، فرورده پولک‌سوسمارشکلان (Lepidosauromorpha)، بالاراستهٔ پولک‌سوسماران (Lepidosauria)، راستهٔ پولک‌داران (Squamata)، زیرراستهٔ ماران (Serpentes) است.[۱]

برای تماشای انواع مارها در برخی کشورها مکان‌های ویژه‌ای وجود دارد به نام مارسرا

مار
پیتون خالدار

انواع مار [ویرایش]

در جهان نزدیک به بیش از ۴۰۰۰ نوع مختلف مار وجود دارد که در خشکی و زیر زمین و در آب و گاهی هم بر روی درختان زندگی می‌کنند. این خزنده، تقریباً در همه جای کره زمین به جز مناطق قطبی و برخی جزیره‌ها، یافت می‌شود.طول کوچکترین مار حدود ۷ سانتیمتر است که برخی مردم با کرم اشتباه می‌گیرند.

مارهای چمباته‌زن (فشاردهنده)


مارهای چمباته زن بزرگ‌ترین مارهای دنیا هستند و شامل پیتونها و بواها می‌باشند. آنها غیر سمی هستند و حیوانات دیگر را با فشار دادن و له کردن از پا در می‌آورند. مارهای جمع شونده دور شکار خود می‌پیچند و بتدریج حلقه راتنگ تر می‌کنند تا دیگر شش‌ها قادر به بازشدن نباشنددرنتیجه حیوان خفه میشود آنها نیز مانند مارهای دیگر قادر به جویدن نیستند و شکار خود رابه یکباره می‌بلعند.

مارهای سمی [ویرایش]

حدود ۷۰۰ گونه از ۳۲۰۰ گونه مارهای دنیا زهری هستند و شامل چندین مار هستند که می‌توانند انسان را به هلاکت برسانند. یک مار زهری سم خود را از طریق نیشهایش که یا توخالیند و یا شیار دارند تزریق می‌کند. وقتی که زهر تزریق شد مار به انتظار می‌نشیند تا قربانیش قبل از بلعیده شدن بمیرد.

مارهای سمی از حدود ۷۲۵ گونه از مارهای سمی در سراسر جهان، تنها ۲۵۰ تا از آنها قادر به کشتن انسان با یک نیش است. به طور متوسط استرالیا تنها یک نیش مار کشنده در هر سال دارد. در هند، در هر سال ۲۵۰ هزار مارگزیدگی ثبت می‌شود که از آنها ۵۰ هزار تا منجر به مرگ می‌شود.[۲]

دندان‌های نیش مارهای زهری، در فک بالای دهان آنها قرار گرفته و با غده‌های سمّی که در سر مار قرار دارند در ارتباط هستند.
با کشیدن دندان مار، نمی‌شود برای همیشه با خیال آسوده از نیش مار زهری در امان بود چرا که دندان‌های نیش در دهان مارهای زهری مجدّداً رویش می‌کنند. مار زهری به کمک این نیش‌ها زهر را به بدن شکار خود تزریق می‌کند و این گونه می‌کوشد تا جانش را بگیرد یا حداقل او را ناتوان و بی‌هوش سازد تا با خیال راحت به خوردن گوشتش بپردازد. تمام مارهای زهری علاوه بر نیش، دندان نیز دارند. در نتیجه، تمام مارهای زهری علاوه بر نیش زدن گاز هم می‌گیرند.

مار زنگی [ویرایش]

از نوع مار زنگی نزدیک به ۱۲ نوع مختلف در جهان وجود دارد. مارهای زنگی را از زنگوله‌ای که در ته دم خودشان دارند به راحتی می‌توان تشخیص داد. هر چند دم این مار طوری ساخته شده‌است که در هنگام حرکت و جنبیدن صدای زنگ درآید ولی با این وجود صدای اصلی زنگوله دم مار بر اثر لرزش دم توسّط خود مار، تنها زمانی انجام می‌پذیرد که مار از چیزی احساس خطر بکند.

افعی [ویرایش]

افعی نیز که بیشتر در جنوب غربی آسیا یافت می‌شود، همانند مار زنگی است. هر دوی آنها علاوه بر آنکه مانند مارهای دیگر از جلو حرکت می‌کنند، قادر به حرکت از سمت پهلو نیز هستند. افعی‌ها تنها مارهای زهری در اروپا هستند.

تغذیه [ویرایش]

غذای بیشتر مارها، موش است.

گونه [ویرایش]

مار در باورهای فرهنگی [ویرایش]

  • مار پرنده در آیین کاکولکان، آیین مایاها، نشانه این آیین به شمار می‌رفت.[۳]
  • مار در افسانه‌های کهن ایرانیان، روی شانه‌های ضحاک، پادشاه ستمگر، به صورت جزئی از بدن او، و دربرابر گناهانش، پس از خدمت شیطان در لباس یک آشپز به وی، ظاهر می‌شود.[۴]
  • مارها در میان مصری‌ها، یونانی‌ها و دیگر اقوام نیز، دارای باورهای فرهنگی، آیینی و خرافی خاصی بوده اند



تاريخ : پنجشنبه چهارم آبان 1391 | 15:27 | نویسنده : هلیا.ساغر.پونه

مور یا مورچه (به انگلیسیAntsحشره‌ای اجتماعی است همانند زنبور عسل از راستهٔنازک بالان که در میانه‌های دورهٔ کرتاسه یعنی حدود ۱۱۰ تا ۱۳۰ میلیون سال پیش تکاملیافته‌است. امروزه بیش از ۱۲۰۰۰ گونه مورچه طبقه بندی شده‌اند و تخمین زده می‌شود این تعداد تا ۲۲۰۰۰ گونه نیز برسد. مورچه‌ها به راحتی از شاخک‏های آرنج دارشان و ساختار گره مانندشان و کمر باریکشان قابل شناسایی هستند.

اندازهٔ اجتماع مورچه‌ها می‌تواند از چند ده مورچه شکارچی در یک حفره تا چند میلیون مورچهٔ ساده و مورچه نازای ماده و طبقه‌ای از کارگرها و سربازها و سایر گروه‌ها را در یک محدوده جغرافیایی وسیع شامل شود.همچنین اجتماع مورچه‌ها شامل تعدادی نر دارای نطفه و همچنین یک یا چند ماده که توانایی بارور شدن دارند و ملکه نامیده می‌شوند، می‌شود.همچنین گاهی اجتماع مورچه‌ها یک ابرجامعه توصیف شده‌است ٬زیرا مورچه‌ها در آن با یکدیگر کار می‌کنند و از اجتماع خود دفاع می‌کنند...

مورچه ای در حال مکیدن یک دانه شکر

تقریباً تمام مناطق کره زمین مورچه دارد. فقط مناطقی مانند جزایر دور افتاده و غیرقابل دسترسی استثنا هستند. مورچه به بیشتر محیط زیست‌های زمین چیره گشته‌است و در بیشتر محیط زیست‌ها توانایی زندگی دارد. این موجود ۱۵-۲۰٪ موجودات زنده خشکی‌زی زمین را تشکیل می‌دهد. علت موفقیت آنها به زندگی اجتماعی، توانایی بالای انطباق پذیری و توانایی تغییر دادن محیط زیستشان و بهره برداری از منابع و دفاع از یکدیگر برمی‌گردد. انواع مورچه‌ها به صورت‌های مختلفی مانند زندگی انگلی و برده‌داری، همزیستی مسالمت آمیز و … تکامل یافته‌اند.

جامعهٔ مورچه‌ها دارای سیستم تقسیم کار ٬ارتباط بین اشخاص و توانایی حل مشکلات پیچیده‌است.این تشابه با جوامع انسانی سالهاست که الهام بخش و موضوع مطالعات بوده است.

خیلی از تمدن‌های انسانی از مورچه‌ها در مراسم مذهبی ،تغذیه و موارد پزشکی سود می‌جویند.برخی از گونه ها بخاطر نقشی که در کنترل زیستی آفت ها ایفا می‌کنند بسیار ارزشمند هستند،هرچند توانایی آنها برای استفاده از منابع باعث تعارض آنها باانسانها شده است.آنها می‌توانند به محصولات کشاورزی صدمه زده و وارد خانه‌ها شوند.

مورچه‌ها قویترین حیوانات خشکی می‌باشند، چرا که می‌توانند چند برابر وزن خود بار حمل کنند، مطالعه در زندگی مورچه‌ها دانشمندان را به شگفتی واداشته‌است، چون وقتی آن‌ها انبار غذای بعضی از مورچه‌ها را بررسی کرده‌اند، با کمال تعجّب دیده‌اند آن‌ها، به طور دقیق دانه‌های جمع آوری شده را به طور منظّم در کنار هم قرار می‌دهند؛ آن‌ها دانه‌های گندم را از وسط به دو نیم می‌کنند تا هنگام رسیدن رطوبت سبز نشود، ولی دانه‌های خربزه را به جای نصف به چهار قسمت تقسیم می‌کنند، زیرا می‌دانند که دانه‌های خربزه (تخم خربزه) اگر به دو نصف تقسیم شوند، باز هم قابلیت سبز شدن را دارند و به محض تماس با آب رشد خواهند کرد و لانهٔ مورچه‌ها را از بین خواهند برد[۱]

رفتار [ویرایش]

ارتباط [ویرایش]

یک مسیر ایجاد شده توسط مورچه ها

مورچه ها برای برقراری ارتباط با یکدیگر از فرومون استفاده می‌کنند. این سیگنال‌های شیمیایی در مورچه‌ها نسبت به سایر نازک بالان تکامل یافته تر است. همانند سایر حشرات مورچه ها برای تشخیص بوی فرومون، از شاخکهای بلند و نازکِ متحرّک خود استفاده میکنند. مورچه بوسیله دو شاخک خود اطلاعاتِ لازم درمورد جهت و شدت بو را استخراج می‌کند. از آنجایی که اغلب مورچه‌ها در روی سطح زمین زندگی می‌کنند، آنها از سطح خاک برای بر جا گذاشتن رد فرومون استفاده می‌کنند تا دیگر مورچه ها نیز بتوانند آنرا دنبال کنند.در گونه هایی که بصورت گروهی کاوش می‌کنند مورچه ای که غذا پیدا می‌کند یک رَد فرومون در مسیر بازگشت به لانه برجای می‌گذارد و این مسیر بوسیله دیگر مورچه ها دنبال می‌شود، پس از بازگشتِ مورچه های دیگر با غذا، این مسیر تقویت می‌شود. هنگامی که منبع غذا تمام می‌شود، دیگر رَد جدیدی توسط مورچه ها، در مسیر بازگشت گذاشته نمی‌شود و بوی فرومون به آرامی محو می‌شود. این عمل باعث می‌شود که مورچه ها با تغییرات محیط خود را هماهنگ کنند. به طور مثال هنگامی که یک مسیر مشخص شده به سمت منبع غذایی توسط یک مانع سد می‌شود مورچه ها مسیر را رها می‌کنند تا مسیر جدیدی پیدا کنند. اگر مورچه ای موفق شود، رَد جدیدی بر جای می‌گذارد که شامل مسیر کوتاه تری به لانه می‌باشد. مسیر های موفق به سمت منبع غذا بوسیله سایر مورچه ها دنبال می‌شوند و مسیر های بهتر تقویت می‌شوند تا در نهایت بهترین مسیر پیدا شود.

مورچه ها از فرومون، تنها برای رَد یابی استفاده نمی کنند. هنگامی که یک مورچه آسیب می‌بیند از خود فرومونِ خطر ساطع می‌کند که باعث می‌شود مورچه های اطراف او در حالت تهاجمی قرار بگیرند و همچنین مورچه های بیشتری به آن منطقه جذب شوند. برخی از گونه های مورچه از فرومون خاصی به نام فرومونِ پروپاگاند استفاده می‌کنند که باعث می‌شود دشمنانشان دچار سردرگمی شوند و به یکدیگر حمله کنند.[۲] فرومون بوسیله ساختارهای زیادی تولید می‌شود که شامل غدد دوفور، غدد سمی و غده‌های موجود در روده، دُم، روده راست ، استرنم و درشت نی می‌شوند. فرومون ها همچنین بین مورچه های لانه رد و بدل می‌شود این عمل بصورت ترکیب شدن فرومن با غذا و سپس انتقال دادن آن از طریق دهان مورچه ای به مورچه دیگر صورت می‌گیرد.[۳] این به مورچه ها کمک می‌کند که بفهمند چه وظیفه ای باید انجام دهند.(به طور مثال : جمع آوری آذوقه یا نگهداری از لانه).[۴] در گونه هایی از مورچه ها که دارای ملکه هستند هنگامی که تولید نوع خاصی از فرومون توسط ملکه متوقف شود کارگران ملکه جدیدی را انتخاب می‌کنند.[۵]

انتقال فرومون مخلوط با غذا توسط دو مورچه

برخی از انواع مورچه [ویرایش]

  • مورچه خرمن چین
  • مورچه شیردوش یا گله‌دار
  • مورچه‌های باغبان
  • مورچه‌های آسیابان
  • مورچهٔ فرعون:یکی از انواع مورچه‌ها که تقریبا در تمام جهان زندگی می‌کند و به رنگ زرد یا قرمز است و در خانه‌ها زندگی می‌کند مورچهٔ فرعون است.این مورچه‌ها اولین بار در مصر دیده شد و برای همین به مورچهٔ فرعون معروف است.این مورچه در دیوارها زندگی می‌کنند و از غذاهای چرب بیشتر ای غذاهای گیاهی استفاده می‌کند.از بین بردن آنها نیز بسیار سخت است زیرا در دیوارها نیز لانه دارند.
  • مورچه آتشی سرخ: با نام علمی Solenopsis invicta، که بومی آمریکای جنوبی است، با احساس خطر بر روی آب، دست به دست هم داده و از گروه خود، قایقی درست می‌کنند که می‌تواند وزن‌های سنگینی را حمل کند.



تاريخ : پنجشنبه چهارم آبان 1391 | 15:24 | نویسنده : هلیا.ساغر.پونه

خوکچه هِندی جانوری است که انگلیسی‌ها آن را خوک گینه (Guinea pig) می‌نامند. اما این حیوان نه به خوکها ربطی دارد نه به هندوستان نه حتی به گینه؛ بلکه این حیوان جونده‌ای خون گرم است که از خویشاوندان خرگوش به‌شمار می‌آید.

خوکچه هندی بومی آمریکای جنوبی است و بسیار پیش‌تر از آنکه اسپانیایی‌ها بهآمریکا قدم بگذارند اینکاها این حیوان را دست‌آموز کرده بودند و حتی از گوشت آن خوراکی تهیه می‌کردند و در مراسم مذهبی و طب سنتی از آن استفاده می‌کردند. پس از کشف قاره آمریکا این جانور در قرن ۱۶ به اروپا نیز راه یافت و حتی در اروپا نیز آن را می‌خوردند. در حال حاضر تنها اهالی کشور پرو از آن تغذیه می‌کنند.

شکل ظاهری [ویرایش]

خوکچه هندی جونده بزرگی است. وزنش بین ۷۰۰ گرم تا ۱٫۲۰۰ گرم متغیر است و ۲۰ تا ۲۵ سانتیمتر درازا دارد. دم ندارد و گوشهای برهنه و گرد و کوچکی دارد. در پاهای پیشین آن چهار انگشت و در پاهای عقبی آن سه انگشت وجود دارد و از سر هر یک از انگشتان نیز چنگال پهنی برآمده‌است. معمولاً به طور میانگین چهار تا پنج سال عمر می‌کنند اما در شرایط خوب تا ۸ سال هم عمر کرده‌اند. طول عمر یک خوکچه هندی که در کتاب رکوردها ثبت شده‌است ۱۴ سال و ۱۰ ماه و ۲ هفته بوده‌است.

عادات [ویرایش]

خوکچه هندی

در طبیعت دیگر این حیوان وجود ندارد و فقط چند نوع دیگر آن هنوز وجود دارند. در اسارت حیوانی آرام می‌باشد. در طبیعت خوکچه‌های هندی در گروههایی متشکل از چند ماده و یک نر جوان زندگی می‌کنند و مادامی که برای خود لانه‌ای حفر نکرده باشند در لانه دیگر حیوانات زندگی می‌کنند و هنگام تاریک روشن هوا برای تغذیه از لانه خارج می‌شود. این حیوانات حافظه خوبی دارند و جای غذاها را به خوبی به یاد می‌آورند. آنها نمی‌توانند از جایی بالا بروند و فقط می‌توانند از موانع کوتاه بپرند. همچنین آنها خیلی فرز نیستند. خوکچه هندی به سرعت می‌ترسد و از جای خود فرار می‌کند. نرها با یکدیگر خصمانه رفتار می‌کنند و گوشهای همدیگر را گاز می‌گیرندو در برابر هم موهایشان را پف می‌دهند و جیغ می‌زنند. وقتی تحریک و عصبانی شوند پیاپی به هوا می‌پرند. همچنین خوکچه هندی شناگر ماهری است. حس بینایی در آنها بسیار ضعیف است اما حواس دیگر مانند بساوایی و بویایی بسیار پیشرفته‌است. همچنین آنها با اصواتی به صورت بسیار ابتدایی با یکدیگر ارتباط برقرار می‌کنند.

مانند بیشتر جونده‌ها این حیوان نیز دائما خود را تمیز می‌کند٬ ماده سفید شیری رنگی از چشمانشان ترشح می‌شود که آن را به موهایشان می‌مالند و خود را تمیز می‌کنند. بعضی وقتها نرها در گروه موهای یکدیگر را تمیز می‌کنند البته این بخاطر رعایت سلسله مراتب قدرت در گروه می‌باشد.

خوکچه هندی مو بلند نوعی خوکچه‌است.

بارداری [ویرایش]

حیوان ماده در طول سال می‌تواند باردار شود اما معمولاً در فصل بهار زایمان می‌کند. معمولا در هر زایمان تا ۵ نوزاد می‌تواند بدنیا بیاورد. دوره آبستنی‌اش نسبت به سایر جوندگان طولانی تر است و از ۵۹ تا ۷۲ روز طول می‌کشد (میانگین ۶۳ تا ۶۸ روز) به علت دوره طولانی بارداری ماده‌ها ممکن است در این دوره بزرگ و بادمجانی شکل بشوند. البته تغییر اندازه در حیوانات مختلف متفاوت است. نوزاد خوکچه با موهایی کاملا رشد کرده به دنیا می‌آید و دارای دندان و پنجه کامل و همچنین بینایی نصفه نیمه هستند. بلافاصله بعد از تولد شروع به حرکت کردن می‌کنند و خیلی زود می‌توانند غذاهای جامد را بخورند. اگرچه به شیر خوردن نیز ادامه می‌دهند. نوزادان ۱ تا ۶ عدد و میانگین ۳ عدد هستند. بزرگترین رکورد زایمان تا کنون ۱۷ نوزاد در یک زایمان بوده‌است. در زایمانهایی که تعداد کمتری بچه بدنیا می‌آید خیلی به دشواری ممکن است بزرگ شدن بچه‌ها به مشکل بر بخورد. اما در زایمانهای با تعداد بچه بیشتر٬ تعداد مرگ و میر نیز بیشتر است. اما چون همه نوزادها در یک مرحله از رشد به دنیا می‌آیند و می‌توانند از چیزهای دیگر هم تغذیه کنند نبود شیر مادر به اندازه کافی اثر زیادی در مرگ و میر نوزادان ندارد.

بچه خوکچه در حالی که ۸ ساعت پیش متولد شده‌است.

نوع نر در ۵ تا ۶ هفتگی بالغ می‌شود و ماده‌ها نیز کمی زودتر در ۴ هفتگی بالغ می‌شوند و می‌توانند زایمان کنند. ماده‌ها می‌توانند ۶ تا ۴۸ ساعت بعد از زایمان دوباره آماده جفت گیری شوند اما اگر جفت گیری کنند زایمان سالمی نخواهند داشت و برای سلامتی خودشان نیز مناسب نیست. مسمومیت حاملگی بسیار در بین این حیوانات رایج است و باعث مرگ خیلی از خوکچه‌های آبستن می‌شود. نشانه‌های این مسمومیت شامل کم تحرکی٬ بی اشتهایی و ترشح بیش از اندازه بزاق دهان است. مسمومیت حاملگی معمولاً در دماهای بالا و گرم رایج است. از دیگر عوارض این مسمومیت می‌شود به ایجاد غده در سینه و همچنین پایین افتادگی رحم اشاره نمود.

تغذیه [ویرایش]

خوکچه دندانهای آسیاب مخصوصی برای خوردن گیاهان دارد که در طول عمرش دائما رشد می‌کنند. بیشتر حیوانات گیاه خوار پستاندار دارای دستگاه گوارشی بزرگی هستند٬ دستگاه گوارشی خوکچه هندی نیز از سایر جونده‌ها بزرگتر است. آنها باید غذایشان را با مدفوع خواری تکمیل کنند و بنابر این مدفوع خودشان را می‌خورند. البته آنها تمام مدفوع خود را مصرف نمی‌کنند و مقداری از آن را دفع می‌کنند. این کار برای آن انجام می‌شود که ویتامین بی و فیبر و باکتریهای لازم برای گوارش را بازیافت کنند. مدفوع مستقما هنگامی که از مقعد دفع می‌شود خورده می‌شود مگر آنکه خوکچه بسیار چاق یا حامله باشد. این عادت خوکچه‌ها با خرگوش مشترک است.

دندانها در طول عمر رشد می‌کنند

خوکچه‌ها تقریبا تمام میوه‌ها و سبزی‌ها را می‌خورند در طبیعت آنها به علوفه خشک مثل یونجه خشک علاقه دارند و این باعث می‌شود تا دندانهایشان زیاد رشد نکند و همچنین یونجه منبع پرتئینی خوبی برای آنهاست. بدن خوکچه‌ها نمی‌تواند ویتامین «ث» را بسازد در نتیجه احتیاج دارد تا غذاهایی که این ویتامین را دارند بخورد مانندگوجه فرنگی اگر این ویتامین به بدنشان نرسد باعث مرگشان می‌شود. این حیوان به روزانه ۱۰ میلی گرم (۲۰ میلی گرم برای حامله‌ها) ویتامین «ث» نیاز داد که می‌تواند آن را از میوه‌ها و سبزی‌هایی مثل کرفس ٬ اسفناج ٬هویج ٬ سیب ٬کلم و گوجه بدست بیاورد. خوکچه معمولاً آب مورد نیاز بدن خود را از سبزی‌ها و میوه‌هایی که می‌خورد (مخصوصا کاهو) بدست می‌آورد اما اگر این میوه‌ها به اندازه کافی آب نداشته باشند باید به او آب داد. ناخنهایش نیز در اسارت رشد می‌کند که یا باید کوتاه شوند یا چیزی مثل تنه درخت در جای نگهداری آنها گذاشته شود تا ناخن‌ها ساییده شوند. سلامت تغذیه به وسیله تناسبی از دریافت کلسیم ٬منیزیوم٬فسفر و پتاسیمبدست می‌آید و به مقدار کافی به ویتامین‌های «آ»٬«دی» و «ای» نیاز دارد. رعایت نکردن این رژیم غذایی می‌تواند باعث مشکلات ماهیچه‌ای و دندانی و حتی سختی در زایمان بشود. بعضی منابع اظهار می‌دارند که این حیوانات مستعد گال و سنگ کلیههستند و کمبود کلسیم می‌تواند باعث بروز این مشکلات در آنها بشود.

خوکچه‌های هندی در حال خوردن سبزی جات

خوکچه هندی در بچگی عادت غذایی خاصی ندارد و هر چه به آن غذا بدهند می‌خورد و باید عادت غذایی آن را تا قبل از به بلوغ رسیدن عوض کرد وگرنه بعد از بالغ شدن عادات غذایش بسیار سخت عوض می‌شوند. پیشنهاد شده‌است یک منبع غذایی دائمی برای خوکچه در نظر گرفته شود که همیشه در دسترسش باشد مثل علف خشک یا سایر غذاها چون این حیوانات به خوردن دائمی عادت دارند و اگر غذا در دسترسشان نباشد موهای خود را میجوند. زیرا دندانهای آنها در طول عمرشان به صورت پیوسته رشد می‌کند و برای اینکه دندانهاشان آنقدر رشد نکند که از دهانشان بیرون بزند باید دائما آنها را بسایند که این مشکل تمام جونده‌ها می‌باشد. تعدادی از گیاهان که برای این حیوان سمی هستند عبارتند از سرخس٬ سیب زمینی ٬گل آلالهو به طور کلی هر گیاهی که دارای پیاز است و از پیاز می‌روید برای این حیوان سمی دانسته شده.

سلامتی [ویرایش]

خوکچه‌ای مبتلا به کجی گردن

بیماریهایی که خوکچه هندی ممکن است به آنها مبتلا شود عبارتند از٬عفونت تنفسی٬اسهال٬بیماریهایی که به علت کمبود ویتامین سی بروز می‌کنند مانند کم تحرکی٬دمل چرکی که معمولاً در گردن نمایان می‌شود و علت آن علف خشکی است که درون گلو را خراش داده یا به علت زخمی در گردن در بیرون است٬یا عفونت به وسیله شپش یا نوعی کرم ریز یا قارچ.

کچلی به علت کرمهای ریز ممکن است عامل اصلی ریختن موی این حیوان باشد از نشانه‌های این بیماری می‌شود به خاراندن بیش از اندازه بدن٬ رفتار تهاجمی غیر عادی در هنگام لمس شدن (به علت دردی که حیوان می‌کشد) اشاره نمود. همچنین این حیوانات می‌توانند دچار شپش‌هایی شوند که در میان موهایشان راه می‌روند. این شپشها در میان موهای خوکچه تخم می‌گذارند و این تخمها به شکل لکه‌های سفید و سیاه چسبیده به موها دیده می‌شوند که بعضی وقتها این لکه‌ها شپش‌هایی هستند که ساکن هستند و حرکت نمی‌کنند. یک علت دیگر کچلی می‌تواند تغییرات هورمونی باشد که نیاز به مراجعه به دامپزشک دارد.

غذای تهیه شده از گوشت خوکچه در پرو

یکی دیگر از خطرات برای خوکچه علف خشکی است که در زیر قفس این حیوان ریخته می‌شود که ممکن در چشم این حیوان برود و بر اثر پلک زدنهای مداوم و سریع او باعث خراشیدگی قرنیه وی بشود که باعث عفونت چشم این حیوان خواهد شد و باید به دامپزشک مراجعه نمود. همچنین گرد و خاک و علف خشک موجود در کف قفس این حیوان باعث عطسه کردن وی نیز می‌شود٬ اما اگر در فواصل معینی خوکچه عطسه کرد ممکن است به خاطر ذات الریه وی باشد. ذات الریه می‌تواند به خاطر سرما و یا خیس شدن و همراه با کج شدن گردن باشد و مرگ بار است.

Teddy guinea pig.jpg

برای اینکه بدن خوکچه هندی قوی تر باشد٬بدنش متراکم است تا بتواند راحت تر گرما و سرمای زیاد را تحمل کند. دمای بدنش بین ۳۸٫۵ تا ۴۰ درجه‌است و دمای ایده آل اطرافش مانند همان دمای مناسب برای انسان است (۱۸تا۲۴ درجه سانتی گراد). دمای هوای بیش از ۳۲ درجه برای خوکچه‌ها مخصوصا خوکچه حامله زیاد بوده و مرگبار است. جایی که خیلی پر رفت و آمد است برای خوکچه‌ها خوب نیست زیرا باعث ترسشان می‌شود و رطوبت محل زندگیشان نباید از۳۰٪تا۷۰٪ فراتر برود. آکواریوم محل خوبی برای نگهداری از آنان نیست زیرا رطوبت زیادی دارد. ویژگی‌های خوکچه هندی: 1- امکان برقراری ارتباط کامل با انسانها 2- بسیار رام و دوست داشتنی بدون نیاز به آموزش اولیه 3- شرطی شدن و یاد گیری آموزش‌های ساده 4- تنوع رنگی بسیار بالا 5- تنوع غذایی گسترده 6- نگهداری بسیار آسان و مناسب زندگی آپارتمان نشینی 7- جزء قدیمی‌ترین حیوانات خانگی




خوکچه هندی
طبقه‌بندی علمی
فرمانرو:جانوران
شاخه:طنابداران
رده:پستانداران
راسته:جَوَندگان
زیرراسته:تشی‌شکلان[۱]
تیره:خوگچگان هندی[۲]
زیرخانواده:خوکچه‌هندیان[۳]
سرده:خوکچه‌های هندی[۴]
گونه:C. porcellus



تاريخ : پنجشنبه چهارم آبان 1391 | 15:17 | نویسنده : هلیا.ساغر.پونه



تاريخ : پنجشنبه چهارم آبان 1391 | 15:16 | نویسنده : هلیا.ساغر.پونه



تاريخ : پنجشنبه چهارم آبان 1391 | 15:14 | نویسنده : هلیا.ساغر.پونه



تاريخ : پنجشنبه چهارم آبان 1391 | 15:9 | نویسنده : هلیا.ساغر.پونه

خرگوش
طبقه‌بندی علمی
فرمانرو: جانوران
شاخه: طنابداران
رده: پستانداران
راسته: خرگوش‌شکلان
تیره: خرگوشان
تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری هفتم www.pichak.net كليك كنيد

خَرگوش پستانداری است علفخوار، از خانوادهٔ خرگوشان (Leporidae) و دارای اندامی شبیه به گربه و گوش‌های دراز و لب‌های شکافدار. دست‌های خرگوش از پاهایش کوتاهتر است. و بسیار تند حرکت می‌کند، و دارای انواع مختلف است. در حدود ۶ تا ۸ بچه به دنیا می‌آورد.

در هنگام زمستان به دلیل داشتن پوست سفید پیدا کردن او در برف دشوار است. تغییر رنگ پوست این حیوان ما را به شگفت می‌آورد یعنی در زمستان سفید شدن پوست این جانور و در تابستان خاکستری یا قهوه‌ای شدن آن. می‌توان این خرگوش را مانند آفتاب پرست دانست که او نیز تغییر رنگ می‌دهد. خرگوش قطبی سوراخ‌هایی به عمق ۲ متر در برف حفر می‌کند که این مکان جای مناسبی برای مخفی کردن کودکان به هنگام خطر است.

خاستگاه اصلی ‏این جانور اسپانیا و آفریقای شمالی است[نیازمند منبع] اما به بعضی از کشورهای دیگر هم مهاجرت کرده‌است. این خرگوش گیاهان بومی را می‌خورد و باعث می‌شود که سایر جانوران گرسنه بمانند. این جانور همچنین محصولات کشاورزی را منهدم می‌کند و برای خود سوراخ‌های زیرزمینی حفر می‌کند.

یکی از گونه‌های خرگوش، خرگوش آنقوره است. با توجه به میانگین ۵ تا ۶ بچه در هر زایمان، می‌توانند ۵۰ الی ۶۰ بچه در سال تولید کنند. این نوع خرگوش می‌تواند از سه ماهگی باردار شود.

خرگوش‌ها بیش از ۴۴ گونه‌اند (اهلی و صحرایی). رنگ آن‌ها خاکستری و قهوه‌ای است. خرگوش‌های دست آموز رنگ‌های گوناگونی دارند. طول آن‌ها تا ۶۰ سانتیمتر و وزن آنها تا ۵ کیلوگرم هم می‌رسد. طول عمر آنها تا ۶ سال و دشمنان آنها روباه، مار،عقاب، و انسان هستند. آن‌ها از نوع پستان‌داران هستند. سرعت خرگوش به ۴۰ کیلومتر در ساعت هم می‌رسد. خرگوش ماده قادر است که ۵ تا ۸ بچه به دنیا بیاورد.

محل زندگی [ویرایش]

خرگوش‌ها می‌توانند در چمنزار، علفزار، جنگل‌های کم درخت، جنگل‌های انبوه، تالاب و حتی بیابان زندگی کنند.[۱] این جانور به صورت دسته جمعی زندگی می‌کند. شناخته شده ترین گونهٔ آن‌ها یعنی خرگوش اروپایی در سوراخ‌هایی درون زمین زندگی می‌کند.[۱]

بیش از نیمی از خرگوش‌های جهان در آمریکای شمالی زندگی می‌کنند.[۱] همچنین جنوب غربی اروپا، آسیای جنوب شرقی، سوماترا، برخی جزیره‌های ژاپن و بخش‌هایی از آفریقا و آمریکای جنوبی هم زیستگاه این جانورند. به صورت طبیعی نباید در بیشتر بخش‌هایاوراسیا خرگوش پیدا کرد با این حال هم اکنون شماری از گونه‌های خرگوش صحرایی در این منطقه یافت می‌شود. بیشتر خرگوش‌ها در اثر مبادلهٔ بزرگ میان آمریکا وارد آمریکای جنوبی شدند. بیشتر این قاره تنها یک گونه از این جانور، خرگوش برزیلی، را دربر دارد؛ درحالی که بیشتر مخروط جنوبی آمریکا بدون خرگوش است.

خرگوش‌های اروپایی به بسیاری از نقاط جهان برده شده‌اند.[۲]

زیست‌شناسی [ویرایش]

فرگشت [ویرایش]

حفرهٔ بینی خرگوش توسط استخوان نرمی به نای پیوند خورده‌است که تنها هنگام بلعیدن کنار می‌رود برای همین خرگوش‌ها همواره ناچارند تا از راه بینی نفس بکشند. خرگوش‌ها دو سری دندان پیشین دارند که یکی پشت دیگری جای دارد. به کمک این دندان‌ها است که می‌توان خرگوش‌ها را از دستهٔ جوندگان، که بیشتر با آن‌ها اشتباه گرفته می‌شوند، جدا کرد.[۳] کارل لینه ریشهٔ خرگوش‌ها وجوندگان (مانند موش صحرایی، موش، سنجاب، همستر، سگ آبی و ...) را در گروه گلیرس رده بندی کرده بود. بعدها تصمیم بر آن شد که این دو دستهٔ جانوری را از گروه جدا کنند آن‌ها علت این همانندی‌ها را تنها در فرایند تکامل جانوران دیده بودند. هرچند، امروزه با مطالعه بر روی DNA و شناسایی اجداد آنان به این نتیجه رسیده‌اند که دوباره خرگوش‌ها و جوندگان را به گروه گلیرس مربوط بدانند.[۴]

ریخت‌شناسی [ویرایش]

گوش‌های بلند خرگوش‌ها که گاهی بلندتر از ۱۰ سانتیمتر (۴ اینچ) هم می‌شوند، احتمالا برای شناسایی درندگان سازگار گشته‌اند. دو پای پشتی آن‌ها بسیار نیرومند است و چهار انگشت دارد اما پنجه‌های پیشین آن‌ها دارای پنج انگشت است.[۵] خرگوش در هنگام استراحت، جانوری کف‌رو است درحالی که هنگام دویدن بر روی پنجه به این سو و آن سو می‌رود. برای همین بیشتر، خرگوش‌ها را جانورانی پنجه‌رو می دانند. اندازهٔ بدن خرگوش می‌تواند از ۲۰ سانتیمتر (۸ اینچ) و ۰٫۴ کیلوگرم تا ۵۰ سانتیمتر (۲۰ اینچ) و بیش از ۲ کیلوگرم برسد. خز بدن آن‌ها هم معمولا نرم و بلند است و سایه‌های قهوه‌ای، خاکستری و زرد-قهوه‌ای دارد.[۲]

بوم‌شناسی [ویرایش]

بیشتر گوارش خرگوش‌ها در رودهٔ بزرگ و سکوم انجام می‌شود. سکوم در این جانور نزدیک به ۱۰ سانتیمتر بزرگتر از معده‌ است و همراه با رودهٔ بزرگ نزدیک به ۴۰ درصد فرایند گوارش را بر دوش می‌کشد.[۶] ساختار ماهیچه‌ای ویژهٔ اندام سکوم در این جانور اجازه می‌دهد تا روده بتواند رشته‌های گیاهی را از مواد گوارش شدنی جدا کند و رشته‌ها را به صورت مدفوع از بدن بیرون کند درحالی که مواد مغذی تر از راه غشاء مخاطی به صورت کورروده‌پروری جذب می‌شود. نام دیگر کورروده‌پروری «مدفوع شبانه» است. این مواد دارای ویتامین،پروتئین و مواد معدنی فراوانی است که برای سلامتی بدن خرگوش نیاز است. خرگوش این مواد را می‌خورد تا بتواند نیازهای خوراکی بدنش را فراهم کند (فرایندی مانند نشخوار کردن با اندکی تفاوت) پوشش مخاطی اجازه می‌دهد تا مواد مغذی از راه بخش اسیدی معده بگذرد و برای گوارش به روده برسد. خرگوش‌ها با این فرایند می‌توانند مواد مغذی بیشتری را از خوراکشان بیرون بکشند.[۷]

خرگوش جانوری است که همواره شکارچیان در کمین آن اند، برای همین همواره ناچار است از نسبت به پیرامونش هشیار باشد. برای نمونه در بخش مدیترانه‌ای اروپا، روباه‌های قرمز، گورکن و یکی از وشق ایبری از شکارچیان همیشگی خرگوش اند.[۸] خرگوش درصورت روبرویی با یک احتمال خطر، سرجایش خشکش می‌زند، پیرامونش را نگاه می‌کند و به دیگر خرگوش‌ها هشدار می‌دهد. در هنگام هشدار انگشت شست قوی ترش را بر روی زمین می‌گذارد. خرگوش‌ها میدان دید بسیار گسترده‌ای دارند.[۹] آن‌ها برای گریختن از چنگال شکارچی به صورت زیگ زاگ می‌پرند و درصورت گرفتاری با پاهای پشتی خود محکم بر بدن شکارچی می‌کوبند. همچنین از دندان‌های نیرومندشان کمک می‌گیرند و با گاز گرفتن تلاش می‌کنند تا از کشمکش بگریزند.[۱۰]

خواب [ویرایش]

میانگین زمان خواب برای یک خرگوش در قفس ۸٫۴ ساعت است.[۱۱]

تولید مثل

نرخ تولید مثل خرگوش‌ها بسیار بالا است. فصل جفت‌گیری بیشتر خرگوش‌ها ۹ ماه‌ است. فصل جفت‌گیری برای خرگوش‌های استرالیا و زلاندنو از روزهای پایانی ژوئیه آغاز می‌شود و تا پایان ژانویه ادامه دارد در حالی که برای دیگر خرگوش‌ها، در بازهٔ فوریه تا اکتبر است. دوران بارداری معمولی هم برای آن‌ها سی روز است و می‌توان انتظار داشت در هر بارداری، چهار تا دوازده بچه به دنیا آید. یک بچه خرگوش، چهار تا پنج هفته شیر می‌خورد، این بدین معنی است که یک در یک فصل، یک خرگوش ماده می‌تواند ۸۰۰ بچه، نوه و نتیجه (فرزند نوه) تولید کند. یک خرگوش ماده، از شش ماهگی و یک خرگوش نر، از هفت ماهگی، آمادهٔ جفت‌گیری است. فرایند جابجایی اسپرم، نزدیک به ۳۰ تا ۴۰ ثانیه بیشتر طول نمی‌کشد. رفتارهایی مانند لیسیدن، بو کردن (خرخر کردن) و دویدن به دنبال خرگوش ماده، از جمله کارهای میانهٔ جفت‌گیری است. همچنین پاشیدن ادرار (برای کشیدن قلمرو) از دیگر رفتارهای جنسی این جانور است. گاهی برخی خرگوش‌های ماده در دورهٔ بارداری ممکن است کمی از موهای بدنشان را از دست بدهند.

تخمک‌گذاری، ده ساعت پس از جفت‌گیری آغاز می‌شود. خرگوش ماده پس از جفت‌گیری، لانه اش را می‌سازد و با خزهای زیر گردن، شکم و پهلویش مرز لانه اش را مشخص می‌کند. خرگوش ماده با این کار خزهای روی پستانش را کم می‌کند تا آسان تر بتواند به نوزادان در راهش، شیر بدهد. نوزاد خرگوش هنگامی که به دنیا می‌آید، کور است بدنش خز ندارد و کاملا ناتوان است. دستگاه ایمنی بدن نوزادان بسیار کم توان است و نمی‌تواند پادتن تولید کند برای همین پادتن از طریق جفت به بدن نوزاد می‌رسد.

طبیعت شیر خرگوش به گونه‌ای است که نوزادان تنها یک یا دو بار در روز آن هم برای چند دقیقه به شیر مادر نیاز پیدا می‌کنند.[۱۲] بدن برهنهٔ نوزادان پس از چند روز از یک موی نازک و نرم پوشیده می‌شود، پس ده تا یازده روز، چشمشان باز می‌شود و پس از ۱۴ روز، می‌توانند به تنهایی غذا بخورند. در سن ۵ تا ۶ هفتگی، پوشش نرم دوران نوزادی خود را از دست می‌دهند و خزهای پیش از بزرگسالی روی بدنشان می‌روید. در سن ۶ تا ۸ ماهگی خرگوش‌ها کاملا بزرگسال اند و خزهای دوران پیش از بزرگسالیشان با خزهای دوران بزرگسالی جایگزین شده‌است. از این پس، خرگوش‌ها دو بار در سال موهای کهنهٔ بدنشان را از دست می‌دهند و موی تازه پیدا می‌کنند.

یک خرگوش می‌تواند ۹ تا ۱۲ سال زندگی کند.[۱۳][۱۴] پیرترین خرگوش جهان، ۱۸ سال زندگی کرده‌است.[۱۵]

عادت‌های غذایی [ویرایش]

خرگوش جانوری گیاه‌خوار است که برای پیدا کردن غذا به میان چمن، علف‌های هرز، و چوب‌های برگدار می‌رود. بخش گسترده‌ای از خوراک خرگوش را سلولز می‌سازد که ماده‌ای با گوارش دشوار است. خرگوش‌ها برای حل این مشکل دارای دو گونه مدفوع اند، یکی تکه‌های سخت و دیگری گلوله‌های نرم سیاه و روانرو که بی درنگ توسط خرگوش خورده می‌شوند. خرگوش‌ها مدفوع خود را می‌مکند (برخلاف گاو و بسیاری علفخواران که می‌جوند و نشخوار می‌کنند) تا مواد مغذی بیشتری از آن بیرون بکشند و بیشتر آن را گوارش کنند.[۱۶]

خرگوش نمی‌تواند استفراغ کند.[۱۷]

تفاوت نسبت به خرگوش صحرایی [ویرایش]

مهم ترین تفاوت خرگوش معمولی و خرگوش صحرایی در نوزاد این جانوران است. نوزاد خرگوش هنگام تولد بدنی بی مو دارد و کور است در حالی که نوزاد خرگوش صحرایی بدنی پوشیده از مو دارد و می‌توانند ببینند. همهٔ خرگوش‌ها به جز گونهٔ دم‌پنبه‌ای در لانه‌هایی که در زمین کنده‌اند، زیر زمین زندگی می‌کنند اما خرگوش صحرایی لانه‌ای ساده و معمولی دارد. خرگوش‌های صحرایی اندامی بزرگتر، گوش‌هایی بلندتر و پاهای پشتی کشیده تر و نیرومندتر از خرگوش دارند. همچنین بر روی خز بدن آن‌ها لکه‌ها و رگه‌های سیاه رنگ دیده می‌شود. خرگوش‌های صحرایی هرگز اهلی نمی‌شوند. خرگوش اروپایی هم به عنوان حیوان خانگی و هم به عنوان گوشت خرگوش کاربرد دارد.

نگهداری به عنوان حیوان خانگی [ویرایش]

خرگوش لهستانی

خرگوش‌های اهلی را می‌توان به عنوان حیوان خانگی در حیاط خانه و یا درون خانه در قفس نگهداری کرد و اجازه داد که در فضای درونی گردش کنند. خرگوش‌هایی را که درون فضای خانه نگاه می‌دارند با نام خرگوش خانگی می‌شناسند. البته این خرگوش‌ها جای مناسبی (اتاق پذیرایی خانه) برای دویدن و ورزش دارند و هم یک قفس ویژهٔ خود. می‌توان به خرگوش‌ها آموزش داد که در جعبهٔ خود باشند و یاد بگیرند که هنگامی که نامشان را صدا می‌کنیم به سوی ما بیایند. خرگوش‌هایی هم هستند که در طول روز در بیرون خانه و فضای بازند و در هنگام شب به خانه باز می‌گردند.

خرگوش‌ها برای بازی گوشی به ابزارهایی مانند توپ، تونل، پوسته (چادر) و دیگر اسباب بازی‌ها نیازمندند. معمولا برای خرگوش‌های خانگی فضایی افزون بر آنچه دارند هم در نظر گرفته می‌شود برای نمونه آن‌ها را به بیرون می‌برند تا در چمن بازی کنند و در فضای امنی بدوند.

خرگوش خانگی به صورت نامحدود می‌تواند لوئیچهٔ چمنی و دیگر علف‌های خشک را بخورد همچنین باید اندکی از خوراک‌های ترکیبی صنعتی خرگوش که از پیش فراوری شده‌است هم به آن داد. حتما باید به اندازهٔ کافی برای آن سبزیجات تازه فراهم کرد و دسترسی نامحدود به آب تازه و پاک داد. خرگوش حیوانی اجتماعی است. خرگوش خانگی می‌تواند با بسیاری از موجودات زندهٔ پیرامونش مانند سگ، گربه، دیگر خرگوش‌ها، پرندگان، چینچیلا، خوکچه هندی و حتی انسان دوست شود. البته در چنین وضعیتی باید بیشتر از آن‌ها نگهداری کرد چون ممکن است این جانوران به خرگوش حمله کنند. خرگوش حیوانی خجالتی است و به آسانی وحشت زده می‌شود. استخوان‌های آن‌ها بویژه در پشت، بسیار شکننده‌است برای همین هنگام بغل کردن آن‌ها باید شکم و پشتشان را هم گرفت تا آسیب نبینند.[۱۸]

پرخاشگری در خرگوش‌ها [ویرایش]

خرگوش‌ها ممکن است خرخر کنند، ناگهانی بپرند و حتی گاز بگیرند. البته معمولا آنقدر محکم گاز نمی‌گیرند که پوست کنده شود. خرگوش‌ها هنگامی که بترسند پرخاشگر می‌شوند. می‌توان این رفتارهای خرگوش را با ابزارهای مناسب بهبود داد. انجمن خانهٔ خرگوش[۱۹] می‌گوید که دارندهٔ خرگوش باید با کمک رفتارهای مناسب، اعتماد او را به خود جلب کند.

به عنوان خوراک و پوشاک 

گوشت خرگوش اروپایی و خرگوش صحرایی در اروپا، آمریکای جنوبی و شمالی و بخش‌هایی از خاورمیانه به عنوان خوراک خریداری می‌شود.

در بریتانیا هم گوشت خرگوش در قصابی‌ها و فروشگاه‌های کوچک و بزرگ به صورت گوشت یخی خریداری می‌شود. همچنین گوشت تازهٔ آن هم در دسترس است. برای نمونه در فروشگاه‌های مزرعه‌ها و بازارهای بارو در لندن خرگوش‌های کشته شده را به صورت سنتی آویزان کرده‌اند و به فروش می رسانند. تا پیش از شناخت بیماری استحاله میگزومی، گوشت خرگوش در سیدنی، استرالیا بسیار پُرهواخواه بود اما پس از آن مردم کمتر به سراغ گوشت خرگوش رفتند. گوشت خرگوش در آشپزی مراکشی بسیار کاربرد دارد بویژه در خوراکی به نام تجین که آن را «با بادام بو داده چند دقیقه پیش از آوردن بر سر میز می‌آرایند».[۲۰] گوشت این جانور در آسیا-اقیانوسیه چندان شناخته شده نیست.

چندین بیماری مرتبط با مصرف گوشت خرگوش شناخته شده‌است که از آن جمله می‌توان به تولارمی یا تب خرگوش[۲۱] اشاره کرد. بیماری دیگر گرسنگی خرگوش نام دارد. به دلیل کمبود اسیدهای چرب ضروری در گوشت خرگوش چنین نامی برای این بیماری انتخاب شده‌است. خرگوش خوراک معمول مارهای بزرگ پایتون مانند پایتون برمه‌است.

گاهی خز خرگوش برای پوشاک (مانند کلاه) و ساخت برخی ابزارها بکار گرفته می‌شود. خرگوش آنگورا دارای موهای بلند و نازکی است و می‌توان مانند پشم گوسفند از آن بهره برداری کرد به همین دلیل برخی به پرورش و تولید مثل این گونهٔ خرگوش می‌پردازند. خرگوش‌ها کودهای بسیار پرباری را در زمین فراهم می‌کنند همچنین ادرار این جانور چون سرشار از نیتروژن است برای درخت‌های لیمو بسیار مفید است. شیر خرگوش هم چون سرشار از پروتئین است می‌تواند کاربرد پزشکی و خوراکی داشته باشد.[۲۲]

پرورش خرگوش در ایران [ویرایش]

گوشت خرگوش در ایران به دلیل مسایل مذهبی مصرفی ندارد و حدودا بین سالهای ۱۳۴۶ تا ۱۳۶۰ بخاطر موهای آن خرگوشی به نام خرگوش انقوره تولید می‌شد و به صورت صنعتی پرورش داده می‌شد و به صورت فله به کشور ترکیه صادر می‌شد. از سال ۱۳۶۰ به بعد حدودا کلیه مزارع تعطیل شد. و پرورش به صورت پراکنده در ایران صورت می‌گرفت در سال ۱۳۸۷ آقای بهروز نصیری پدر علوم پرورش حیوانات خاص مقاله‌ای مفصل و جامعه به نام پرورش خرگوش دو منظوره در مجله دام کشت صنعت به چاپ رساند که باعث به وجود امدن مزارعی کوچکی در ایران گردید و این صنعت در حال گسترش در ایران می‌باشد.




تاريخ : پنجشنبه چهارم آبان 1391 | 15:4 | نویسنده : هلیا.ساغر.پونه

گربه‌ها از ۶ تا ۷ ماهگی بالغ می‌شوند و توانایی تولید مثل دارند، ماده‌ها تا ۸ سالگی و نرها تا ۱۰ سالگی قابلیت جفت‌گیری دارند. دوره آبستنی گربه نیز بین ۶۱ تا ۶۸ روز (متوسط ۶۳ روز) است.[۲]

در زبان کودکانه گربه را پیشی می‌نامند و جالب اینکه در زبان ترکی نیز گربه را پیشیک می گویند. در اصطلاح، به گربه‌هایی با پشم های بلند گربهٔ بُراق گفته می‌شود.

اندام‌شناسی [ویرایش]

کالبدشناسی گربه

اندازه [ویرایش]

گربه‌ها معمولاً وزنی بین ۲/۵ تا ۷ کیلوگرم (۵/۵ تا ۱۶ پوند) دارند، اگرچه در بعضی گونه‌های خاص وزن گربه تا ۱۱٫۳ کیلوگرم (۲۵ پوند) نیز می‌رسد. گربه‌هایی هم بوده‌اند که به علت پرخوری تا ۳۰ کیلوگرم وزن داشته‌اند. از طرف دیگر در برخی گونه‌های گربه‌های کوچک وزن گربه کمتر از ۱۰۹ گرم است.

چشمها [ویرایش]

گربه ها معمولا حیواناتی هستند که در شب بیشتر زندگی می کنند تا در روز.علت برق زدن چشم گربه‌ها در شب وجود پوششی به نام پرده درخشان در چشم آن‌ها است که به دید بهتر آن‌ها در نور کم کمک می‌کند.[۵]

استخوان بندی [ویرایش]

گربه‌ها هم همانند اکثر پستانداران دارای ۷ مهره گردنی, ۱۳ مهره صدری(مهره‌های پشت سینه، که انسان دارای ۱۲ مهره از این نوع است), ۷ مهره کمری (انسان دارای ۵ مهره از این نوع است), ۳ مهره خاجی (مهره‌های قرار گرفته در قسمت انتهایی بدن که انسان به علت نوع ایستادن دارای ۵ مهره از این نوع است) و به جز «گربه مانکس» ۲۲ یا ۲۳ مهره دمی(انسان دارای ۳ تا ۵ مهره از این نوع است) هستند. تعداد بیشتر مهره‌ها در کمر و سینه گربه در مقایسه با انسان باعث انعطاف‌پذیری و تحرک بیشتر این حیوان می‌شود. گربه از مهره‌های انتهایی دم برای حفظ تعادل در حرکات سریع استفاده می‌کند. استخوان‌های چنبر (ترقوه) گربه دارای قابلیت جابجایی هستند بدین ترتیب گربه قابلیت دارد از هر مجرایی که سرش از آن بگذرد، عبور کند.

دهان [ویرایش]

گربه‌ها از دندان‌های بسیار خوبی برای شکافتن گوشت‌ها برخوردارند. دندان آسیاب اول و دندان اسیاب کوچک در این حیوان با هم جفتی را تشکیل می‌دهند که برای شکافتن گوشت همچون قیچی عمل می‌کند. البته گرگ‌ها نیز دارای چنین مکانیسمی هستند و در بسیاری از گربه سانان این مکانیسم از این پیشرفته‌تر است. زبان گربه دارای برآمدگی‌های ریزی است که از آنها برای نگه داشتن و شکافتن گوشت یا لاشه استفاده می‌کند. بر روی این برآمدگی‌ها یا تیغ‌های کوچک نوعی ماده خاص وجود دارد که به گربه در هنگام تمیز کردن آنها کمک می‌کند. این برآمدگی‌ها مانند قلاب‌های ریزی هستند که به سمت عقب خوابیده‌اند و به این صورت اجازه نمی‌دهند گوشت از دهان گربه خارج شود.

تصویر یک گربه در حال خمیازه کشیدن.

گربه به وسیله دهان و زبان خود قادر به تولید انواع مختلفی از صداها هستند که شامل: میو کردن (مرنو کردن)، خرخر کردن، خرناس کشیدن، جیرجیر کردن، نالیدن و... می‌شود.

گوش‌ها [ویرایش]

۳۲ ماهیچه متفاوت در هر گوش گربه به حیوان اجازه می‌دهند تا یک شنوایی کنترل شده‌داشته باشد. بدین صورت گربه می‌تواند هر کدام از گوش‌های خود را آزادانه نسبت به دیگری حرکت دهد؛ با این قابلیت گربه می‌تواند در حالی که در یک جهت حرکت می‌کند گوش خود را در جهت مخالف بچرخاند همچنین بیشتر گربه‌ها می‌توانند گوش‌های خود را به سمت بالا بگیرند. برعکس سگها، گربه‌های دالگوش (با گوش‌های آویزان) بسیار نایابند (گونه Scottish Fold به علت جهش ژنتیکی دالگوش است). در هنگام عصبانیت یا وحشت‌زدگی گربه گوش‌های خود را می‌خواباند. گربه‌ها همچنین در زمان بازی یا زمانی که صدایی از پشت سر بیاید گوش‌های خود را به سمت عقب می‌چرخانند.

پاها [ویرایش]

گربه‌ها هم مانند سگ‌ها از جمله حیوانات پنجه‌رو هستند. این حیوانات دقیقا بر روی پنجه‌های خود حرکت می‌کنند. گربه‌ها قادرند خیلی بادقت حرکت کنند. این یکی از قابلیت‌های گربه سانان است بدین ترتیب این حیوانات قادرند با کمترین صدا حرکت کنند. گربه‌ها می‌توانند در هنگام راه رفتن پنجه‌های عقبی خود را دقیقا بر روی مکان پنجه‌های جلویی قرار دهند؛ این قابلیت نه‌تنها به بی صدا حرکت کردن حیوان کمک می‌کند بلکه بدین ترتیب گربه همیشه از جایگاه پاهای عقبی خود مطمئن است. این قابلیت مخصوصا در زمین‌های ناهموار برای حیوان مفید است.

تصویری نزدیک از پنجه گربه.

برعکس سگ‌ها و دیگر پستانداران گربه‌ها برای راه رفتن هر دو پای خود را بر روی مکانی قرار می‌دهند و سپس دو پای دیگر را جلو می‌آورند. اما بیشتر پستانداران پاهای خود را به نوبت از روی زمین بر می‌دارند. گربه‌ها این قابلیت خود را با یورتمه رفتن در شترها، زرافه‌ها، برخی اسب‌های آهسته‌گام و تعداد کمی از پستانداران شریک هستند.

مانند دیگر گونه‌های شاخه گربه سانان البته بجز چیتاها، چنگال‌های گربه هم حالت جمع شونده دارند. در حالت عادی و آرام گربه چنگال‌های این حیوان به وسیله پوست پوشیده شده و به صورت پنجه هستند. این قابلیت باعث می‌شود تا چنگال‌های حیوان تیز بماند و از گیر کردن چنگال‌ها به زمین و ایجاد صدا در موقع شکار جلوگیری می‌کند. چنگال‌های پاهای جلویی گربه همیشه از چنگال‌های عقبی تیزترند اما گربه‌ها می‌توانند با اراده کامل چنگال‌های هر کدام از پاهایشان را باز کنند. آنها از چنگال‌های خود برای دفاع، شکار کردن، بالارفتن از سطوح، پاره کردن و یا کشیدن اجسامی که دارای پوسته‌ای نرم هستند استفاده می‌کنند. گیر کردن پنجه گربه در سطوحی مانند فرش، موکت یا پارچه‌های کلفت در صورتی که گربه قادر به آزاد کردن خود نباشد می‌تواند موجب آسیب دیدن حیوان شود.

بیشتر گربه‌ها دارای پنج چنگال بر روی پنجه‌های جلوی و چهار یا پنج چنگال بر روی پنجه‌های عقب هستند. این بدلیل یک جهش ژنتیکی کهن است اما با این حال گربه‌های خانگی از تعداد چنگال‌های بیشتری برخوردارند.[۶]

رفتارها [ویرایش]

جامعه پذیری [ویرایش]

برای گربه‌ها زندگی در نزدیکی انسان (و دیگر موجوداتی که با انسان زندگی می‌کنند) کاملاً به صورت یک همزیستی درآمده و این نتیجه هزاران سال تکامل تدریجی این حیوان است. با این حال اجتماع پذیری گربه به ندرت به نژادهای وحشی این حیوان منتقل شده‌است. با تمام همزیستی بین گربه‌ها و انسان، رفتار گربه‌ها مشخصاً نشان‌دهنده این است که این حیوان بین انسان و دیگر گربه‌ها تفاوت قائل است (بدین معنا که این حیوان می‌داند که انسان یک گربه نیست یا بالعکس گربه انسان نیست). این تفاوت قائل شدن به خوبی در رفتار و نحوه ارتباط گربه‌ها مشخص است چراکه رفتار و ارتباطات گربه با انسان با رفتار و ارتباطات گربه با دیگر گربه‌ها کاملاً متفاوت است. اما در زندگی یک گربه انسان چه نقشی ایفا می‌کند؟ برخی به این نکته اشاره می‌کنند که از نظر روانی انسان نگه‌دارنده گربه به طوری نقش مادر را برای او ایفا می‌کند. رفتار گربه می‌توانند کاملاً محبت‌آمیز باشد مخصوصا زمانی که گربه از بچگی با فردی بزرگ شده باشد وهمیشه با او رفتار خوبی شده باشد. برخی گونه‌ها مانند بنگال، آسی‌کت و مانکس به طور غریزی بسیار اجتماعی هستند.نکته ای که قطعاً در گربه ها به وجود میاید این استکه گربه ها هر کاری را فقط به یک دلیل انجام میدهند گاهی دلیل این رفتارها چیزی است که انسان ها قادر به دیدن،شنیدن یا بوییدن انها نیستند گذشته از اجتماع پذیری کلی گربه‌ها، گربه‌هایی هم هستند که به سختی می‌توان آنها را اجتماعی دانست. با این حال با آموزش‌های مناسب و تقویت رفتارهای اجتماعی مثبت حیوان می‌توان در طول زمان، رفتارهای اجتماعی حیوان را افزایش داد.

گربه‌ها در هنگام درگیری خود را بزرگ‌تر جلوه می‌دهند.

درگیری [ویرایش]

در زمان درگیری گربه‌ها، که می‌تواند به خاطر دفاع از خود یا قلمرو، تولید مثل یا افزایش نفوذ باشد گربه‌ها با بلند کردن موهای پشت خود و خم کردن آن به سمت بالا، بزرگ‌تر به نظر می‌رسند و در نتیجه خود را پر ابهت‌تر و خطرناک‌تر نشان می‌دهند. همچنین گربه‌ها این رفتار را در هنگام بازی نیز ابراز می‌کنند. درگیری گربه‌ها معمولاً شامل چنگ انداختن به بدن و صورت حریف و گاز گرفتن است با این حال در این درگیری‌ها به ندرت آسیب جدی به طرفین می‌رسد. معمولاً گربه مقلوب که زخم‌های بیشتری بر روی صورت یا گوش خود دارد از مهلکه می‌گریزد. در برخی موارد گربه‌ها با انداختن خود روی زمین امکان ضربه زدن با پاهای عقب که قوی‌تر هستند را برای خود فراهم می‌کنند. همانطور که گفته شد زخم‌های ناشی از درگیری به ندرت کشنده هستند اما با این حال عفونت در این زخم‌ها اگر بدون مراقب رها شود می‌تواند کشنده باشد.

از نظر جنسیت گربه‌های نر معمولاً در طول عمر خود بیشتر می‌جنگند و درگیری‌های این جنس معمولاً آثار جدی‌تری در پی دارد. گربه‌های ماده معمولاً به خاطر دفاع از قلمرو یا بچه‌های خود می‌جنگند.

بازی کردن [ویرایش]

گربه‌های خانگی مخصوصا بچه گربه‌ها بخاطر علاقه زیاد به بازی کردن مشهورند. این نوع بازی کردن‌ها نوعی تقلید از روش‌های شکار کردن و دفاع است که می‌تواند تمرین خوبی برای بچه گربه‌ها باشد. بسیاری از گربه‌ها از بازی کردن با نخ یا ریسمان و کشیدن آن بر روی زمین نیز لذت می‌برند این خصوصیت در کارتون‌ها، زیاد به نمایش در می‌آید. این علاقه احتمالاً با غریزه شکار در این حیوان رابطه دارد. البته باید به این نکته اشاره کرد که خورده شدن نخ یا کلاف به وسیله گربه می‌تواند موجب مشکلات گوارشی یا حتی مرگ شود به همین دلیل در برخی از موارد برای جلوگیری از خطرات احتمالی جای نخ را با اشعه لیزر عوض می‌کنند البته برخی عقیده دارند که این اشعه‌ها می‌تواند برای چشم‌های گربه مضر باشد اما تاکنون مدرک قطعی که چنین ادعایی را اثبات کند ارایه نشده.

یک گربه خانگی در حال خوردن طعمه.

شکار کردن [ویرایش]

در رژیم غذایی گربه‌ها گوشت نقش اصلی را ایفا می‌کند و این احتمالاً دلیل تخصص ویژه گربه‌ها در شکار است به طوریکه شکار جز اصلی الگوی رفتاری گربه‌هاست. گربه‌ها هم مثل بستگان گربه‌سانشان شکارچیان قهاری هستند. گربه‌ها نیز مخفی شدن و بی‌حرکت ماندن قبل از شکار را به خوبی ببرها و پلنگ‌ها انجام می‌دهند و در هنگام حمله، گردن طعمه را برای گازگرفتن نشانه می‌گیرند و برای وارد کردن بیشترین آسیب از دندان‌های نیش خود استفاده می‌کنند که موجب پارگی شاهرگ گردنی یا خفگی بر اثر گرفتگی نای خواهد شد.

یکی از رفتارهای نسبتاً شناخته شده در شکار گربه، نشان دادن طعمه یا شکار به انسان نگه‌دارنده گربه‌است. انگیزه این کار دقیقاً مشخص نیست اما ممکن به این دلیل باشد که گربه در این وضعیت به خاطر موفقیتش انتظار پاداش دارد. یکی از نظریاتی که در این مورد ارایه شده این رفتار گربه را بخشی از یک مکانیسم رفتاری می‌داند بدین ترتیب که گربه انسان را بخشی از گروه اجتماعی خود می‌داند و بدین ترتیب می‌خواهد باقی مانده غذای خود را دیگر اعضای گروه شریک شود. یک احتمال دیگر برای توجیه این رفتار می‌تواند به این صورت باشد که بچه گربه‌ها برای اثبات مهارت‌های شکار خود طعمه شکار شده را به مادر خود نشان می‌دهند.

حمام کردن [ویرایش]

گربه‌ها به خاطر سخت گیریشان در پاکیزه بودن معروفند. آنها با لیسیدن موهای خود، خود را می‌آرایند، با به کار گرفتن لثهٔ خمیده و بزاق دهانشان. همانطور که گفته شد آب دهان گربه قدرت شویندگی و بوزایی زیادی دارد. بسیاری از گربه‌ها پاک کردن انسان‌ها و بقیه گربه‌ها را نیز دوست دارند. گاهی آراستن گربه‌ای دیگر پیغامی است که با آن گربه اعلام می‌کند قصد بالا بردن رتبه خود در گروه را دارد (آراستن برای سلطه گری). گاهی بعضی از گربه‌ها گلوله‌ای از موهایی که در اثر عمل پاکسازی در معده شان جمع شده‌است را برمی گردانند. گربه‌های بلند موی نسبت به گربه‌هایی که موی کوتاه دارند بیشتر متمایل به این کار هستند. با خوراندن داروها و غذاهای گربه که دفع گلوله‌های مو را برای گربه راحت تر می‌کند و آراستن گربه با شانه کردن مرتب موهای او می‌توان از این عمل جلوگیری کرد.

خراش دادن [ویرایش]

گربه‌ها به طور طبیعی تحریک می‌شوند که مرتبا پنجه‌های جلوییشان را به سطوح مناسب قلاب کنند و پنجه‌های عقبی را بکشند، تا آنها را تمیز کنند و پوشش فرسودهٔ بیرونی آن را از بین ببرند و همچنین نرمشی به ماهیچه‌هایشان بدهند. به نظر می‌آید خراشیدن برای آنها لذت بخش باشد. حتی گربه‌های بدون پنجه هم حرکات خراشیدن را انجام می‌دهند و این به آنها رضایت می‌بخشد، اگرچه نتیجهٔ خاصی ندارد.

تولید مثل [ویرایش]

گربه‌های ماده در حدود ۶ تا ۷ ماهگی به سن بلوغ می‌رسند و در این سن است که رفتارهای جنسی از آنها سر می‌زند از این سن به بعد آنها چندین بار در سال فحل می‌شوند. که فواصل بین فحلی حدود ۳ تا ۴ هفته‌است گربه‌ها در طی این دوران (دوران فحلی) به حالت پذیرش جنسی در می‌آیند. گربه‌های نر کمی دیرتر به سن بلوغ می‌رسند. (بطور متوسط در ۱۱ ماهگی). گربه ماده ۲ بار در سال می‌تواند زایمان کند حالت فحلی او در هر فصل چندین بار تکرار شده تا جفت گیری انجام شود. در زمان فحلی گربه ماده بیقرار بوده و پر سرو صدا می‌شود. گربه ماده تنها در پاسخ به عمل جفت گیری، تخمک گذاری را انجام می‌دهد.[۷] پس از اتمام آمیزش، جنس نر بلافاصله دور می‌شود زیرا در غیر اینصورت مورد حمله گربه ماده قرار خواهد گرفت در این هنگام گربه ماده روی زمین غلطیده، دهان، بینی و اطراف صورت خود را به زمین می‌مالد و در مواقعی پاها و بدن و دستگاه تناسلی‌اش را می‌لیسد. پس از یکبار عمل جنسی اکثر گربه‌های نر، دیگر میلی به تکرار عمل جنسی ندارند ولی گاهی دیده شده که پس از چندین دقیقه دوباره گربه نر در آمیزش جنسی شرکت کرده‌است. پس از انجام عمل جنسی و در صورت سالم بودن گربه ماده و بارور شدن آن، وی دیگر فحل نخواهد شد و این خود تأییدی بر موفقیت‌آمیز بودن عمل جنسی و آبستن شدن گربه ماده‌است. طول مدت آبستنی در گربه بطور متوسط ۶۵ روز است و گربه آبستن معمولا سر پستانها به زنگ قرمز در می‌آید که این حالت تقریبآ در هفته سوم آبستنی بارزتر است، در این زمان وزن آنها ممکن است تا حدود ۲ کیلوگرم افزایش یابد. در این هنگام تغییری در رفتار گربه ماده دیده می‌شود که از آن بعنوان رفتار مادری یاد می‌شود. این رفتار مادری از لحظه‌ای که بچه گربه در شکم مادر احساس می‌شود، شروع می‌شود. گربه ماده با علاقه خاصی از جنین‌هایش حمایت می‌کند. آنها در مراحل اولیه نیاز چندانی به مراقبتهای غذایی و حمایت‌های دیگر ندارند، با این حال در هفته‌های آخر که رشد جنین‌ها سرعت بیشتری به خود می‌گیرد اشتهای مادر افزایش می‌یابد. گربه ماده در موقع زایمان حرکاتی به شکم خود داده و این عمل وی که از رفتار و محبت مادری‌اش منشاء می‌گیرد عبور جنین را از مجرای رحمی آسان می‌سازد. با خروج کیسه آمنیوتیک و پاره شدن آن و ریختن مایع جنینی، گربه ماده اقدام به لیسیدن بچه‌های می‌کند این ایم باعث تحریک سیستم تنفسی آنها می‌شود. سپس گربه با علاقه و دقت خاصی بند ناف بچه گربه‌ها را قطع کرده و آنها را می‌بلعد. بطور متوسط گربه‌های ماده ۴ عدد بچه گربه که چشمانشان بسته‌است، بدنیا می‌آورند.[۸]

نشان گذاری کردن [ویرایش]

اسپری کردن گربه‌ها که به آن نشان گذاری نیز گفته می‌شود، پاشیدن مقدار کمی از ادرار روی سطوح عمودی مثل مبلمان، راهرو و دیوار می‌باشد. بدینصورت که گربه به محل مورد نظر رفته دم را تکان داده و با کمی خم شدگی یا بدون قوز کردن ادرار را می‌پاشد. همانطور که از نام نشانگذاری بر می‌آید این عمل یک اختلال محسوب نمی‌شود بلکه رفتاری است برای پیغام دادن به دیگر گربه‌ها. این رفتار بیشتر در گربه‌های نر اخته نشده‌ای دیده می‌شود که به بلوغ جنسی رسیده باشند و سنشان معمولن بین ۵ تا ۱۲ ماهگی باشد. البته این بازه نیز به عوامل مختلفی بستگی دارد. برای مثال گربه‌هایی که در خانواده‌های شلوغ (دارای تعداد زیادی گربه) زندگی می‌کنند یا آن‌ها که با گربه‌های دیگر بیشتر ارتباط دارند زودتر نشانگذاری را نشان می‌دهند. نشانگذاری عمومن مربوط به تعیین قلمرو است که البته می‌تواند با استرس نیز مرتبط باشد. اخته کردن یا عقیم کردن بچه گربه می‌تواند از مشکلات بعدی نشانگذاری جلوگیری کنند. گربه‌های خانواده‌های پرجمعیت مشکلات بیشتری نسبت به گربه‌های تنها دارند چرا که بعدها در تعیین قلمرو با مشکل مواجه می‌شوند. متاسفانه در کشورهایی که نگهداری از گربه متداول تر است، اکثر مشکلات مربوط به نشانگذاری منجر به معدوم و یا واگذار کردن این حیوانات می‌شود. نشانگذاری اصولا یک سیستم ارتباطی محسوب می‌شود چرا که ادرار گربه‌ها حاوی فرومون است و بویژه در زمان جفتگیری پیام‌های مخصوصی را به دیگر گربه‌ها انتقال می‌دهد. نشانگذاری در گربهٔ نر نمادی از تعیین محدوده نیز می‌باشد. نشانه‌ای که به دیگر گربه‌های نر می‌فهماند این محوطه قلمروی اوست. این بو در گربهٔ نر سالم منحصر به فرد می‌باشد. گربه‌ای که تحت شرایط استرس زا باشد نیز برای نشانگذاری محل اسپری می‌کند. این تعیین مرز و حدود بخش مهمی از رفتار در گربه‌ها به حساب می‌آید. رفتار نشانگذاری نه تنها در گربه‌های نر بلکه در گربه‌های ماده و حتا گربه‌هایی که عقیم شده‌اند نیز دیده می‌شود. هرچند در گربه‌های نر اخته نشده بیشتر مورد توجه‌است. البته در گربه‌های ماده معمولا برای جذب جفت نر یا در اثر اضطراب ایجاد می‌شود.[۹]

بوم‌شناسی [ویرایش]

محل سکونت [ویرایش]

جد گربه‌های اهلی از گربه‌های وحشی آفریقایی است البته گربه‌های وحشی و بومی استرالیایی را نیز می‌توان نیاکان نژاد گربه‌های اهلی استرالیا نامید.

گربه‌ها به آفتاب علاقه زیادی دارند و همیشه هنگام روزهای افتابی در زیر آفتاب می‌خوابند البته گربه‌ها بدنشان بیشتر از ۴۴ درجه سانتی‌گراد را تحمل نمی‌کند (گربه‌هایی که پوست ضخیمی دارند تا ۵۲ درجه هم تحمل می‌کنند)

اگر از ۳۹ درجه سانتی‌گراد دما بیشتر شود آن‌ها عرق می‌کنند و با آن‌که به آب علاقه زیادی ندارند عرقشان را تحمل می‌کنند.

غذا خوردن [ویرایش]

یک گربه فلزی، اثر هنرمندان ایران در سدهٔ ۱۹.

اما بیشتر آنها جانوران کوچک تر از خودشان را می‌خورند (گربه‌های بزرگ حتی خرگوش هم می‌خورند) و علاقه اصلی آنها پرندگان، موشها، موش صحرایی،کژدم‌های کوچک، سوسک، ملخ و حیوانات کوچک دیگر است[۱۰]

نگارخانه [ویرایش]




تاريخ : پنجشنبه چهارم آبان 1391 | 14:30 | نویسنده : هلیا.ساغر.پونه

سَگ : Canis lupus familiaris) یکی از زیر رده‌های خانگی گرگ‌ها و پستانداری از راستهٔ سگ‌سانان است. این واژه برای هر دو گونهٔ خانگی و شکاری و گاهی اوقات برای گونه‌های وحشی نیز به کار می‌رود. سگ خانگی یکی از حیوانات کاری و نیز هم‌نشین انسان‌ها بوده و هست. همچنین در بعضی فرهنگ‌ها از سگ به عنوان یک منبع غذایی استفاده می‌شده‌است.

سگ‌ها شامل صدها گونهٔ متفاوت می‌شوند. ارتفاع آن‌ها از سطح زمین تا بین دو کتف از چند اینچ در گونهٔ شی‌هواهوا تا چند فوت در سگ تازی ایرلندی متغیّر است. رنگ آن‌ها نیز از سفید تا سیاه و از قهوه‌ای تیره تا روشن با طرح‌های مختلفی متغیر است. پوشش آنها نیز از بسیار کوتاه تا چند سانتی متر متفاوت است، از موی خشن تا پشم صاف، مجعد یا نرم.


تاریخچه [ویرایش]

یک سگ در مسابقه مخصوص سگ‌ها

برخی تحقیقات نشان می‌دهند که سگ‌ها دست کم در حدود پانزده هزار سال پیش از گرگ‌ها اهلی شده‌اند، اما با معیار قرار دادن شواهدی که از فسیل‌ها و از آزمایشدی‌ان‌ای به دست آمده‌است سگ‌ها از یک صد هزار سال پیش اهلی شده بودند. تحقیقات دیگر نشان می‌دهند که از اهلی شدن سگ‌ها زمان کمتری می‌گذرد و سگ‌ها از اهلی کردن سگ‌های وحشی که از قبل از گرگ‌ها منشعب شده بودند به وجود آمده‌اند.سگ‌ها دو نوع کلی دارند. (سگ‌های شکاری و سگ‌های خانگی)

منشاء سگ‌ها[ویرایش]

سگهای اهلی همانند روباه، شغال، گرگ و دینگو متعلق به خانواده گوشتخواران می‌باشند.دینگو نوعی پستاندار است که از نظر جایگاه بین اجداد سگ و پریا قرار دارد. ارتفاع آن ۵۰ سانتی متر بوده، به رنگ قرمز تا حنائی روشن یافت می‌شود. اولین اعضای خانواده سگ سانان حدود ۲۵ میلیون سال قبل در شمال آمریکا رفتند، روباه‌ها از این گروه مشتق شدند. سابقه نگهداری سگ‌ها در اروپا به حداقل ۱۰ هزار سال قبل بر میگردد.بیشتر شواهد نشان می‌دهد که اصلیت سگ‌های اهلی منسوب به آفریقا و آسیا است و از آنجا به همراه مهاجرین به اروپا آورده شده‌اند. سابقه اهلی کردن سگ در جنوب غربی آسیا به ۲۰ هزار سال قبل برمی گردد.دانشمندان در مورد اینکه اجداد وحشی سگ‌ها، گرگ، شغال، یا دینگو بوده‌است اختلاف نظر دارند. هر چند که در مورد این نکته که گرگ و احتمالا شغال در خانواده سگ‌ها قرار دارند متفق القول هستند. گروهی بر این عقیده‌اند که تمام سگ‌ها از پستاندار اولیه به نام maicid که بیش از ۵۰ میلیون سال قبل می‌زیسته‌است مشتق شده‌اند.گروهی دیگر نوعی گوشتخوار به نام Canis Ferus را که منقرض شده‌است، منشا سگ‌های اهلی می‌دانند اما مدارکی دال بر وجود این گوشتخوار به دست نیامده و این تنها یک فرضیه‌است.

منشا نژادهای سگ [ویرایش]

همان طوری که در طبیعت، تمامی موجودات زنده خودشان را با شرایط محیطی و تغییرات آب و هوایی وفق می دهند هیچ شکی وجود ندارد که سگ‌ها نیز که در مراحل اولیه در نقاط مختلف جهان به وجود آمدند خودشان را با این شرایط سازگار کرده باشند . سگ‌های تازی اولیه برای نواحی بیابانی و جلگه ای و سگ‌های مستیف برای نواحی کوهستانی و جنگلی سازش یافتند. موتاسیون (جهش) موجب افزایش تعداد گونه‌ها شد و بتدریج این گونه‌ها آگاهانه توسط انسان به کار گرفته و پرورش داده شد. جمجمه‌ها و استخوان‌های یافت شده از عصر حجر نشان می دهد که حد اقل چهار نوع سگ در اروپا وجود داشته است که از نظر جثه و شکل جمجمه با هم تفاوت داشتند.دور از واقعیت خواهد بود اگر تصور کنیم که انسان در ایجاد این چهار گونه دخالتی داشته است. منشا این چهار گونه ممکن است متفاوت باشد. به عنوان مثال در بعضی موارد از گرگ و در مواردی دیگر از شغال مشتق شده اند. همچنین ممکن است از حیوان دیگری که به طور مستقل از سایر حیوانات تکامل یافته است به وجود آمده باشند


گونه‌ها [ویرایش]

سگ شكار

Dog on iran.jpg




  • خرید vpn
  • قالب وبلاگ